ژانویه 28, 2017
بلو (Bello)استیسی و جیمز حالی – اردیبهشت ۱۳۹۳ – سکرامنتو، کالیفرنیا

قبل از هرچیزی من باید سپاس صمیمانه خودم را نسبت به تمام کسانی که من را در این راه یاری کردند بیان کنم اگر چه به نظر می رسید که یک من توله سگ بی انضباطی هستم، اما مامان و بابا با صبر و حوصله تلاش کردند که این خلق و خوی من را تغییر بدهند .




من عاشق پیاده روی با بابا هستم. حسابی به من خوش میگذرد . حسابی ماجراجوی میکنیم و در طول مدتی که ورزش میکنیم سعی میکنم یاد بگیرم حرف گوش کنم و از قانون ها اطاعت کنم . ماشین سواری عالی است . بعضی وقت ها من روی صندلی جلو می نشینم و از بادی که از پنجره میوزد لذت می برم . بقیه موارد من روی صندلی عقب راحت لم میدهم و از موسیقی لذت می برم .همچنین من از کشتی گرفتن و کش واکش کردن با خواهر و برادر هایم لذت می برم. اگر من و برادر هایم موقع بعضی زیاده روی کنیم خواهرم خودش وسط می اندازه تا ما را آرام کند . او مثل یک خانم مبصر ما را به خط میکند .هنوز هم گاه گاهی از حد می گذرم و مجبورم یک گوشه بروم و آرام بشینم . خوب من هنوز کوچکم و خیلی چیز ها هست که باید یاد بگیرم .من خوب غذا خوب می خورم . غذا یم مرغ خام و پلو و نخود سبز هست که باعث می شود پوست و دندان هایم و به طور کلی سلامتیم تامین شود .




خلاصه اینکه ، مامان و بابا عاشق من هستند . من واقعا از این که این موقعیت را پیدا کردم تا در این خانواده زندگی کنم و از تمام کسانی که دراین راه به من کمک کردم سپاسگزارم .





سپاسگزارم برای اینکه برایم این عشق ، مراقبت و کاشانه دائمی رافراهم کردید.در امان خدا
بللوBello
Source: بلو (Bello)
ژانویه 28, 2017
دبورا و پیترو – بهمن ۱۳۹۳ – هیلزبرو، کالیفرنیا

تدي يا سينامون (دارچين) چند روز بعد از ورود به كاليفرنيا در ماه فوريه وارد زندگي ما شد. از اون موقع او خودشو با چيزهای زيادي در زندگي جديدش تطبيق داده.




او مثل يك جنتلمن ، خواهر ٤ و نيم كيلوييش، كاتن رو مثل يك برادر خوب در كنارش پذيرفته. او بدون احتياج به هيچ مراقبت خاصی، از سواري در ماشين لذت ميبره و مثل يك استاد با ليش راه ميره و مهمتر از همه، وقتی كه ازش خواسته ميشه، سريع خودشو براي بوسيدن به ما می رسونه.



ما اغلب از خودمون ميپرسيم كه چطور شد ما اينقدر خوش شانس شديم كه تدی وارد زندگيمون بشه؟ او از سگي كه هيچ بايد و نبايدي رو نمی دونست و من يكبار روي ميز آشپزخونه پيداش كردم تبديل به سگي شده كه به همه حرفهام كاملا گوش ميده.


ما همه ماه گذشته رو به تعطيلات در كنار دريا سپری كرديم و تدی بدون هيچ مشگلی مدام در حال قدم زدن كنار ساحل، در كنار ما بودن موقع غذا يا وقت گذروني در دور و اطراف بوده.تدی يك سگ خوشحاله و ما داريم باهاش كار ميكنيم كه وقتی در حضور سگ های ديگه روی ليش هست، خوشحالتر باشه. ما به زودی به مدرسه سگ ها ميبريمش تا همه ما منجمله تدی از زندگي با هم بيشتر لذت ببريم. آدم های دور و برمون مدام تدی رو بابت سرگذشتش و رفتارش تحسين مي كنند و ما از اين بابت خيلي مغروريم.

وقتي كه ما سگ سيزده سالمون رو از دست داديم، جای خاليش در قلبمون خيلي بزرگ بود ولی حضور اين سگ بی خانمان بزرگ پر موی خوشحال دوباره زندگيمونو پر از عشق و لبخند كرد.
از دنيلا و جان بابت نگهداری موقت از تدی و فرح و پناهگاه وفا بابت نجات تدي و رسوندنش به ما بی نهايت سپاسگزاريم.
Source: تدی (سینامون)
ژانویه 28, 2017
گلوریا دگاستن – بهمن ۱۳۹۳ امریویل، کالیفرنیا

من از تیم وفا بابت همه زحمتهایی که برای صورا (خاله ریزه) کشیدند بی نهایت سپاسگزارم. در مدت زمان کوتاهی که صورا با من هست، بسیار شیرین، دوست داشتنی، بازیگوش (مخصوصا وقتهایی که لیش رو میبینه و می فهمه که وقت قدم زدن هست) و یک همدم واقعی بوده. با توجه به گذشته صورا که قبل از وارد شدن به پناهگاه خودش باید از خودش مواظبت می کرد و بعد که در پناهگاه با سگ های زیادی باید کنار میومد و برای اینکه مورد توجه قرار بگیره، میبایستی دائم رقابت می کرد می تونست خیلی سگ گوشه گیر و تنهائی بشه ولی اینطور نشد. علتش هم آدمهای نازنینی هستند که در وفا به صورت داوطلبانه و عاشقانه از سگها مراقب می کنند و به صورا کمک کردند که سگ خوشحالی که هست بشه.




حالا کمی راجع به “مو” حرف بزنیم. من همیشه سگهایی با موهای زیاد داشتم و وقتی که صورا را با موهای کمترش دیدم، خیلی خیالم راحت شد. ولی صورا منو گول زد! این بهار، من به اندازهای مو بابت برس زدن به صورا جمع کردم که میشه باهاشون ۲-۳ تا صورا درست کرد! ولی من گلهای ندارم! صورا عاشق اینه که برس بشه و خیلی آروم با لبخند رضایتمندانهای میشینه تا برسش کنم!وقتی که ما به پارکهای مخصوص سگها میریم خیلی بهمون خوش میگذره.


صورا عاشق اینه که اینور اونور بدوه با سگهای دیگه بازی کنه و هر نقطهای که ممکنه سگهای دیگه علامتگذاری کرده باشند رو پیدا کنه. او این کار رو با جدیت زیادی انجام میده و میخواد که از همه خبرهایی که سگها با علامتهشون پخش میکنند آگاه بشه. صورا همینطور هم به سراغ همه آدم های توی پارک میره و با مالیدن دماغش ، اصرار بر سلام علیک و نوازش شدن داره. انگار که دائم داره میگه: نازم کنین، نازم کنین! من خیلی سگ شیرینی هستم و عاشق اینم که نوازش بشم!ما توی یک آپارتمان زندگی میکنیم که خیلی امن هست و صورا میتونه بدون لیش اینور اونور بدوه. گیاهان زیادی مثل علف های دریایی در محوطه هستند که صورا دوست داره از وسطشون بدوه و بعد از دویدنها هم همیشه باید یک دور توی علف ها غلط بزنه که قدم زدن ما کامل شده باشه. هر از گاهی هم از وسط گل و گیاه ها، منو چک میکنه که مطمئن بشه که همون دور و بر هستم.او یک همدم عالی هست که به خوبی با زندگی جدیدش و من، اخت شده. من هیچ وقت نمیتونم به اندازه کافی از شماها که اینقدر از صورا خوب مواظبت کردید و به آمریکا فرستادینش تشکر کنم. خاله ریزه اسم سختی بود که من بخوام درست تلفظش کنم ولی به خاطر احترام به کشوری که ازش اومده و وفا، من دنبال یک اسم ایرانی بودم و تاریخچه زنان ایرانی رو بررسی کردم تا در مورد شاهزادهای خوندم که ۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح زندگی میکرده به اسم صورا.


این یک اسم عالی برای این سگ شاهزاده کوچولو شیرین دوستداشتنی بود. بهتون قول میدم که از صورا خیلی خوب مراقبت میشه و ایشون تمام عشق و توجهی که لایق یک شاهزاده هست رو داره دریافت میکنه!مرسی و زنده باد وفا!
Source: صورا (خاله ریزه)
ژانویه 28, 2017
نوآم و ایتای – مرداد ۱۳۹۴ – شیکاگو، ایلینی آمریکا

کاوکاپ (آبتین سابق) در همان نظر اول مهرش به دل افتاد. چند ماه پیش ، قبل از اینکه ما او را ببینیم، یکی از پاهایش را از دست داد اما همیشه با روی باز و رفتاری پر از عشق با همه رفتار می کرد.




در مدت زمانی کوتاه نه تنها در بین اعضای خانواده گل سر سبد و مرکز توجه شد بلکه محبوب همسایه ها و اهل محل نیز شد و همه دلشان می خواست او را ناز و نوازش کنند.همیشه جایی می نشیند که بتواند همه اعضای خانواده را ببیند و اولین چیزی باشد که وقتی ما در خانه راه می رویم با آن روبرو می شویم تا مطمئن شود حتما دستی به سر و رویش می کشیم.



عشق او نسبت به هر چیز تازه ای فوق العاده است. سگ های کوچک، سنجابها، دنبال کردن کبوتر ها و برف. . جالب اینجاست که وقتی می دود، می پرد و یا دنبال می کند طوری رفتار می کند که انگار نه فقط سه تا پا بلکه شش تا پا دارد!



او واقعا عضو ایده آلی در خانه و خانواده ما است.با تشکر از همه دست اندر کاران عزیز وفا و پناهگاه سگ های شیکاگو که کاوکاپ را به زندگی ما آوردند. شما حرف ندارید!با سپاس از فرح خانم
در پناه خدا
نوآم
Source: کاوکاپ (آبتین)
ژانویه 28, 2017
پریسا صالحی و برک فینلی – مهر ۱۳۹۳- واشنگتن دی سی

هایکو که الان اسمش شده ایکو، اول به صورت موقت قرار بود که پیش ما بمونه. او همه سفر هوایی طولانیش رو با اشتیاق زیادی به پایان رسوند و وقتی که ما در فرودگاه در قفسشو باز کردیم، با لبخندی بر لب و پر از آرامش از قفس اومد بیرون، انگار که می دونست چه آدمهایی براش چقدر زحمت کشیدند که به سر و سامان برسه.



او شیرین و خوش اخلاقه. وقتی که از چیزی میترسه، فقط به اونایی که خوب میشناسه اطمینان میکنه. او خیلی مهربونه و با وجود جراحاتی که از زندگی قبلیش داره، تونسته خودشو به زندگی جدیدش تطبیق بعده و بسیار آدمهاشو دوست داشته باشه.



سرف (اولین سگ ما از وفا)، تصمیم گرفت که میخواد ایکو همیشه پیش ما بمونه و ما هم گفتیم حتما! ایکو و سرف دائم مشغول سرگرم کردن اهل خونه و مهمونامون هستند. ایکو پسر لوس باباست و چرا که نه!با وجود اینکه ایکو کمتر از یک ساله که پیش ماست ولی تصور زندگی بدون او برامون کاری بسیار سخته.او در واشنگتن دی سی در یک خونه کوچیک زندگی میکنه که تعداد جای خواب برای سگها اونجا از تعداد کّل ادم ها و سگ های ساکن اونجا بیشتره!


آخر هفتهها با “برک” به کنار رودخونه یا با “پریسا و سرف” به مزرعه میره و در طول هفته، وقتشو در پارک سگ ها، کتابخونهها یا کافی شپها سپری میکنه.


ما از اینکه خانواده همیشگی این دو سگ نازنین هستیم بسیار ممنون و خوشحالیم. سرف راست میگفت که ما میباید ایکو را همیشه نگهش داریم
!پریسا، برک و سرف 
Source: ایکو (هایکو)
ژانویه 28, 2017
خانواده مکرمیک – دلتا، ۱۴ شهریور۱۳۹۴بی سی کانادا

سیبی خیلی اوضاعش رو براست و به خوبی در خانواده ما داره جا میفته. ما تصمیم گرفتیم که اسمشو نگه داریم چون به نظر میاد که در اکثر مواقع بهش عکسالعمل نشون میده (به غیر از مواقعی که حواسش با دونههای بارون که خیلی دوسشون داره پرت میشه!)



ما کشف کردیم که دخترمون عاشق آب هست. او معمولا با دخترم به حموم میره حتی اگر فقط گوشهای بشینه و از قطرات آبی که روش میریزه و خیسش میکنه لذت ببره. وقتی که بیرون بارون میاد، او توی همه چالههایی که توش آب جمع شده حسابی بازی میکنه. ما هیچ وقت سگی نداشتیم که اینقدر عاشق آب باشه. ما همیشه از زمانی که او هیجانزده با آبی که توی چالهها جمع شده بازی میکنه لذت می بریم و قهقهه میزنیم.



او خیلی با دو تا سگ دیگرمون و حتی گربه هامون جور شده. ما فقط وقت هایی که موش خونگی مون از قفسش بیرون میاد باید مواظب باشیم چون سیبی بدش نمیاد که سر به سرش بذاره. خوشبختانه موشمون معمولا توی قفسش میمونه ولی وقتی میاد بیرون، سیبی خیلی هیجان زده میشه.او عاشق راه رفتنهای ما در محله مون و سر زدن به پارک سگهای دور و بر هست.

بعضی وقتها احساس میکنم که سیبی از اینکه نمیتونه هر جایی که دو تا سگ دیگرمون میرن بره زیاد خوشحال نیست ولی بخوبی داره با این قضیه کنار میاد.ما خیلی از اینکه سیبی رو داریم ممنون هستیم و دخترم به خوبی داره از او نگهداری میکنه. او هر هر شب توی تخت دخترم میخوابه در حالی که دو تا سگ دیگرمون توی قفسشون با هم هستند. سیبی این امتیازو داره چون سگ دخترمه! دخترم واسش یک رختخواب پشمی دوخته و حتی براش یک اسباب بازی جیغ جیغی درست کرده و ما هم بینهایت خوشحالیم که دخترم اینقدر خوب مسئولیت سگش سیبی رو به عهده گرفته!

خانواده مک کرمیک و سیبی
Source: سیبی