0 Items

طلا آن سگ زیبای طلایی رنگ که نمی دانست دارد به خانه همیشگی و زیبایی میرود چندان دل خوشی از سوار ماشین شدن نداشت و با چشم هایی پرسش برانگیز نگاهم میکرد. پرنیان چونان همیشه سرخوش بود و شبرخ سیاه رنگ، نیز سردرگم هر سه سوار ماشین شدند و با آرمین یار همیشگی، رفتیم به سوی باغی زیبا با سرپرستی مهربان که چشم انتظارمان بود.

وقتی وارد آن باغ زیبا و بزرگ شدیم، بچه ها سرازپا نشناخته تمام آن محوطه بزرگ را سراسیمه تاختند و بر روی برگهای پاییزی غلتهایی از سر خوشی زدند. آنها از همان آغاز دیدار با شارون سگی که پیش از این به تنهایی در باغ زندگی میکرد دوست شدند و هر 4 تا با یکدیگر بازی کردند و سپس با غذایی خوشمزه پذیرایی شدند و جشنشان کامل شد. پاییز فصل زیبایی است و برگهای فرو ریخته بر پای درختان زیباییش دوچندان میشود وقتی به زیر پای رقصان سگهای وفا به چرخش درمیایند. آقای فرجی (سرپرست مهربان و گرامی) با شادی کوچولوها را نگاه میکرد و از شادیشان شاد بود.

اکنون چند ماهی از رفتن سگها به خانه همیشگی شان میگذرد و آقای فرجی نازنین، خاطراتی شادی بخش از بازیگوشی های پرنیان برایم تعریف میکند. پرنیان که از همان ابتدا جای خودش را در دل آقای فرجی باز کرده بود اکنون میداند که چگونه قلب او را برای همیشه از آن خود کند. آقای فرجی با خنده ای دلنشین میگوید: پرنیان دور استخر با سرعت میدود و خیزان، خودش را در آغوشم میاندازد و سپس در کنار پایم مینشیند تا دوباره فرمان حرکت بگیرد.

طلا، شبرخ، پرنیان و البته شارون زیبا کارشان را خوب بلدند و بهترین نگهبانی را از باغ و خانه شان میدهند. خانواده وفا برای آقای فرجی که خانه شان را با بچه ها تقسیم کردند بهترین ها را آرزو میکند.

 

Related Posts

داستان واگذاری ویلی و ناشا برای بعضی ها به خاطر شرایطشان هیچ امیدی به آینده و خوشبخت شدن نیست، اما شانس یکباره از راه میرسد و زندگیشان را دگرگون میکند. برای ویلی و ناشا چنین ش...
شروین شروین، این پسر بازیگوش و زیبا، یکی از خوش شانس های وفاست. او بهترین خانه و خانواده ای که ممکن بود را به دست آورد و همچنین یک خواهر خوب که بتواند روزها...
لکسی روزی که آیدا و پدرش آقای لطیفی به وفا آمدند، "لکسی" تمام هنرش را به کار برد تا آیدا او را برای بردن برگزیند، لکسی این دختر زیبا در همان مدت کوتاه به ق...
مکس (نمدی) کمتر کسی‌ است که داستان آمدن نمدی را به پناهگاه وفا خوانده و او را از یاد برده باشد، اینک نمدی با نامی‌ تازه: مکس زندگی‌ شادی را در کنار سرپرست مهربان...
Share This