0 Items

رفتن روژان از پناهگاه به خانه همیشگی اش، همراه بود با بوسه هایی که سرپرستانش نثارش کردند. بوسه، آغوش و امنیتی که تا کنون خانواده گرامی نیاورانی به روژان هدیه کردند، او را یکی از خوشبخت ترین های وفا کرده است.

او که به همراه خواهرش موژان در خیابان گرسنه و بیمار،سرگردان بود پس از آمدن به پناهگاه وفا، بهترین شانسی که میتوانست داشته باشد را به دست آورد.

روژان زمستان پارسال بود که به همراه سرپرستان مهربانش رفت به خانه ای زیبا در دل جنگل های مرزن آباد (چالوس)، تا بهترین و زیباترین های لحظات زندگی اش را تجربه کند.

روژان و سامی (برادرش) هر روز با همراهی شیما و نیلوفر نازنین و خانواده مهربانش به گردش های روزانه در جنگل های بکر اطراف خانه اش میرود.در جویباری روان و خنک آب تنی میکند و بر برگ های خشک پای درختان، غلتهایی از سرخوشی میزند، با سامی مسابقه دویدن می دهد، سپس با خستگی دلچسبی به همراه خاطراتی شاد به خانه باز می گردد.

روژان به جز گردش های روزانه سرگرمی هایی نیز در حیاط خانه دارد، او هیچیک از گل وگیاه های حیاط خانه را بی بهره نگذاشته و یک به یک آنها را از ریشه درمی آورد، برای خودش پای هر درختی را تونل میزند تا ریشه ها نفس بکشند.با این حال خانم نیاورانی با مهربانی و آرامشی وصف ناپذیر می گوید: روژان دارد بچگی اش را از سر می گذراند و در آینده ای نه چندان دور او یاد می گیرد که با گیاهان مهربان باشد. او ادامه میدهد: روژان دختری است زیبا، با ادب، حرف گوش کن و البته باهوش و بهترین خواهریست که سامی می توانست داشته باشد.

در ایران نیز سگها می توانند خوشبخت باشند و بی گمان کم نیستند نیاورانی هایی که با دلهایی مهربان می توانند خانه شان را با دیگر حیوانات تقسیم کنند. سگ های وفا با صبوری چشم به راه آنها می مانند.خانواده گرامی نیاورانی، خانواده وفا و همچنین ساکنانش شما را برای دلهای مهربان و سرشتی پاک سپاسگزار است.

 

Related Posts

مکس (نمدی) کمتر کسی‌ است که داستان آمدن نمدی را به پناهگاه وفا خوانده و او را از یاد برده باشد، اینک نمدی با نامی‌ تازه: مکس زندگی‌ شادی را در کنار سرپرست مهربان...
جاجا خانه دار شد بازارچه اسفند سال ۹۷ و یک روز شلوغ بود. پسری، توله حدود دو ماهه‌ای را که پیدا کرده بود و نمیتوانست نگهش دارد به پناهگاه آورد. گذشته از آنکه پناهگاه پذ...
فلیرتی و فاکس (افسانه و پرواز)...  روزی که آقای مافی به همراه همسر مهربانشان به پناهگاه آمدند، ما را از اشتیاق و سردرگمی شان جهت انتخاب سگها، بسیار شگفت زده کردند. آقای مافی در آخر چشم...
داستان خوشبخت شدن جیپسی مهر سال۹۹ در زمان قرنطینه و کرونا بود که به ما خبر دادن سگ کوچولویی در حیاط یک مغازه ای در شرایط خیلی بد نگهداری میشه. فرزاد و آقا کرم رفتن دنبالش و ب...
Share This