سامان یافتگان در خارج ایران

پروبی

علی، ایدن، ایلا امیری - ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ - لس آنجلس کالیفرنیا من همیشه دلم می خواست یه سگ داشته باشم، عاشق سگ های نژاد بوردرکالی بودم چون به باهوشی معروفن. از صمیم قلب دلم می خواست یه سگ داشته باشم، اونم یه سگ سیاه. از پدرم راجع به این گروه حمایت از حیوانات تو ایران شنیده...

مينا

كارن منتگمری - 30فروردین 1390  - کالیفرنیا، آمریکا بعضی از شما عزیزان ممکنه به یاد بیارین داستان مینا را که ما چند ماه پیش منتشر کردیم و در آن درخواست کمک برای نجات او را داشتیم.  این باقی داستان نجات این سگ زیباست. مینا و دوستش هاپو از تهران به طرف لس آنجلس پرواز...

پونك

مری لستر -۲۶ فروردین ۱۳۹۰- آمریکا چند خطی از  خانم مری لستر : پونک دوست داشتنی ترین سگیه که تا حالا دیدم. خیلی با ادب و خوش ذاته  و دل هر کسی رو که بهش نزدیک میشه به دست میاره. بی نهایت از خانم مریم بابت همکاری ایشان سپاسگزارم. داریم پیشرفت می کنیم، هر دو تامون!   من...

شيما

کتی ویلسون - ۲ فروردین ۱۳۹۰ - آمریکا از همون موقع که به Sonoma County  نقل مکان کردیم، همیشه تو این فکر بودم که یه سگ دیگه هم بگیریم. وقتی یکی از دوستان ایرانی ام عکس شیما رو (که الان  تیگنTeagan صداش می کنیم) برام فرستاد قلبم لرزید؛ اون دقیقاً مثه Townes توله ناز...

نينا

لی و جاکوب کروپ  -   ۲۸ خرداد۱۳۹۰ - ونکوور، کانادا ما مدتهاست كه پناهگاه وفا و تعداد زیادی از گروه های حمایت از سگها را در فیس بوك دنبال می كنیم. بعد از اسباب كشی، بالاخره آماده شدیم تا یك عضو جدید را در خانواده مان بپذیریم . زمانی كه با " وفا" تماس گرفتیم، فرح فورا...

كارامل

سیامک و نسرین یگانه ۹ فروردین ۱۳۹۰- آمریکا ما خیلی خوش شانسیم که سرپرستی یه توله سگ رو از پناهگاه وفا قبول کردیم. خیلی سخته لذتی رو که این کوچولو به زندگی ما داد، بتونم با کلمات توضیح بدم. اما اگر من به درخواست شما جواب نداده بودم این اتفاق نمی افتاد؛  خواسته بودین هر...

ركسانا ( ليلی )

کیتی و مت  آلن- گوبل - ۲ خرداد۱۳۹۰ – آمریکا الان تقریباً سه ماه میشه که لیلی اومده پیش ما. روزای اول همش سعی می کرد اسکوتر(داداش بزرگشو) سر جاش بنشونه؛ خوراکیهاشو قاپ می زد و نمی ذاشت اسکوتر  تو جای خودش بخوابه. به همین دلیل من و مت (همسرم) حسابی وقت گذاشتیم تا هر دو...

پتی

خانواده ایرانی - ۸ اسفند ۱۳۸۹- واشنگتن دی سی اگه یه نفر ساعت ۱۰ صبح از جلوی پنجره ما رد بشه یه پسر سه ساله رو می‌‌بینه که یه ساندویچ کره بادوم زمینی‌ رو سرش گذاشته و داره رو انگشتای پاش آهسته قدم برمی‌ داره و یه سگ‌ بزرگ سیاه و سفید هم داره با اشتها دنبالش میره. همین...

بامبی ( بنی )

خانوم گرتا -   ۲۴ مهر ۱۳۹۰- لندن، انتاریو، کانادا ‌ باعث و بانی‌ آشنایی ما با ویکی و گروه نجاتش سهیلا بود که از سالها پیش در حمل و نقل، سرپرستی موقت، و یافتن خانه دائم برای سگ‌هایی‌ که از کشورهای دیگر به کانادا می‌‌آیند با این گروه همکاری داشته و دارد. سهیلا یعقوبی...

لوسی

خانواده دورقی - مرداد ۱۳۹۰ - آمریکا ما یه سگ داشتیم که متاسفانه سرطان گرفت. این برای همه ما خیلی ناراحت کننده بود چون دامپزشک گفت که بهترین راه اینه که باهاش  خداحافظی کنیم و اجازه بدیم که بخوابوننش. من و دو تا خواهرم خیلی غمگین بودیم و نمی تونستیم فراموشش کنیم . وقتی...

برنا ( بولت )

فرح و مت   - مرداد ۱۳۹۰ – کالیفرنیا پناهگاه وفا ،  بولیت Bulleit و برادراش رو وقتی که توله سگ های کوچولوئی بودن، نجات داد.  از شانس خوب ما بود که اون خیلی زود به آمریکا اومد و ما تونستیم اونو ببینیم. وقتی ما توی یه پارک سگها اونو دیدیم، فقط 4 ماهش بود. خیلی خوشحال...

هاپو

باربارا و مت - ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ – پسکادرو ، آمریکا ماه ها بود كه دنبال یك سگ می گشتیم تا زمانی كه همسرم "مت" اعلامیه ای رو مربوط به نمایشگاه سرپرستی در " Half Moon Bay" دید .   من سایت نمایشگاه رو دیدم و در میان سگ هایی كه قرار بود در نمایشگاه برای سرپرستی آورده شوند،...

لیو

خانواده دارتنل ـ ۵ شهریور ۱۳۹۰ - بلمانت، کالیفرنیا دوستان، داستان مادر و توله هاش را كه در آمل بوسیله یك مرد مهربان آلمانی نجات داده شده بودند، یادتون هست؟ http://www.facebook.com/note.php?note_id=10150124272938522 لیو یکی از اون توله هاست که حالا با خانواده همیشگیش...

بیلی

خانواده دانهام - ۲۸ مهر ۱۳۸۹ – ونکوور، کانادا سلام، من بیلی هستم و خانواده دانهام سرپرستی منو قبول کردند. در ۲۰ اکتبر، ۲۰۱۱ من از ایران به ونکوور کانادا پرواز کردم تا با اونا ملاقات کنم. اولش خیلی‌ از همه چی‌ می‌ترسیدم...! دلم نمی‌‌خواست از توی قفسم بیام بیرون و وقتی‌...

مارلی

خانواده کانیرز -  ۸ تیر ۱۳۹۰- سن حوزه ، کالیفرنیا     وقتى نلى اومد پیش ما، مثل یه هاپوى كوچولوى اسباب بازى بود. اون خیلى خودسر و داراى شخصیت خاصى بود! همه رو دوست داشت و دوست داشت باهاشون بازى كنه. اون خیلى خوشگل بود و همه عاشقش بودن. اون از جمله توله سگ هاى خوشبختى...

جنی ( جونی)

زوبین موبدشاهی- ۲۷ شهریور ۱۳۹۰- مورگان هیل - کالیفرنیا ما تابستان پارسال یک عکس و چند خط در مورد جنی در فیسبوک گذاشتیم: جنی یک سگ ماده خیلی‌ مهربون و نگهبان عالی‌. اونو با جرب وحشتناک آوردن قرنطینه. اولش خیلی‌ می‌ترسید. یک خانم چند روزی تو حمام خونه اش نگه داشته بود...

امیلی ( لیلی )

سیلیا پلیستر - ۲۸ مهر ۱۳۹۰ - ونکوور کانادا در ٢٠اكتبر ٢٠١١ من اولین قدم را در سفر به خانه همیشگیم گذاشتم و به همراه برادرم بیلى از ایران راهى ونكوور شدم. چند هفته اول را در جاى خیلى دورى با خانواده موقتیم زندگى كردم. بعد مادر دائمیم اومد دنبالم و من خیلى هیجان زده...

چارلی ( نیرو )

کلی و بابی درافشار ، ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ - لوس آنجلس، کالیفرنیا   بالاخره نزدیکای اولین سالگرد تولد"نیرو" یا همون " چارلی، نشستم و شروع کردم به نوشتن داستان اون. به عنوان موسسان New Leash on Life Animal Rescue  (پناهگاه سگها تو کالیفرنیا ) ، نامه ها و عکس هایی که خانواده ها...

نازگل

خانواده اسکات - ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ - بسانس فرانسه نازگل خانم که عزیز دل‌ همه ماست خوشبخت شد. داستان از یک شب وحشتناک شروع شد که ساعت ۲ نیمه شب یک تفنگ؛ نازگل نازنین را هدف قرار داد و ۲ گلوله به سمتش شلیک شد و کتف نازگل را مجروح کرد. بلافاصله همان تفنگ جان ۲ تا از توله‌های...

توبی ( اپتیموس )

خانواده مظلومی  - 11 دی 1390 - ونکوور کانادا من نزدیک یک ماهم بود که به پناهگاه آوردنم و یه خانواده مهربون (خاچاطوریان) تصمیم گرفتن که منو برای مدتی‌ توی خونشون نگهدارن. چندروز از حضورم در خانواده اونها نگذشته بود که خیلی‌ مریض شدم و امیدی به زنده بودنم نبود. پاروو...

Share This