0 Items

علی، ایدن، ایلا امیری – ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ – لس آنجلس کالیفرنیا

من همیشه دلم می خواست یه سگ داشته باشم، عاشق سگ های نژاد بوردرکالی بودم چون به باهوشی معروفن. از صمیم قلب دلم می خواست یه سگ داشته باشم، اونم یه سگ سیاه. از پدرم راجع به این گروه حمایت از حیوانات تو ایران شنیده بودم و می دونستم که یه سگ بوردر کالی داره از ایران میاد اینجا. خیلی هیجان انگیز بود. پدرم بهم گفت که اون 5 فوریه پیش ما خواهد بود و ما برای دیدنش روزشماری می کردیم. وقتی رفتیم دنبالش، پدرم گفت که دو هفته فرصت داریم که به این تازه وارد ثابت کنیم ما می تونیم ازش خوب مراقبت کنیم؛ من و خواهرم با این حرف موافق بودیم. اول تصمیم گرفتیم اسمش رو بذاریم ساشا، اما این اسم خیلی بهش نمیومد و واسه همین اسمشو گذاشتیم پروبی به معنی تازه وارد. پروبی با اینکه فقط 9 ماهش بود، حسابی هممون رو به جنب و جوش وا می داشت. خیلی طول نکشید تا پروبی به ما عادت کنه و پیش ما احساس راحتی کنه.

اون خیلی مهربون و دوست داشتنیه و هر روز ما رو می خندونه. اون عاشق بازی کردن با بقیه سگ هاست و نگاه کردنش وقت بازی خیلی با مزه ست. تازه شبها خر و پف هم می کنه و ما حسابی از این بابت می خندیم، گرچه همیشه شنیدن خر و پفش خوشایند نیست. از همه خنده دارتر اینه هر وقت پدرم شروع به نواختن موسیقی ایرانی می کنه، پروبی باهاش آواز می خونه. پروبی امروز دیگه یکی از اعضای خونواده ی ماست و ما همگی خیلی دوستش داریم. من فکر می کنم اون دوست داشتنی ترین سگ دنیاست.

ایدن و ایلا

Related Posts

ساشا خانواده شیرازی، اسپانیا، ژانویه 2020 آقای مرتضی شیرازی و همسرش از قبل حامی مالی سگ های وفا بودند. آنها در سفرشان از اسپانیا به ایران به پناهگاه وفا...
تدی (سینامون) دبورا و پیترو - بهمن ۱۳۹۳ - هیلزبرو، کالیفرنیا تدي يا سينامون (دارچين) چند روز بعد از ورود به كاليفرنيا در ماه فوريه وارد زندگي ما شد. از اون موقع ...
ژنرال خانواده ایوازیان - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ - لا کرسنتا، کالیفرنیا از زمانی‌ که چشم باز کردم ما تو خونمون سگ داشتیم آخرین سگی‌ که داشتیم هشت سال پیش بود که...
داستان سفر لکسی (نسیم) به مونترال... امروز سالگرد به هم رسیدن من و لکسی است... ۶سال شد.. ۲۷ می سال ۲۰۱۵ بود که نسیم (و حالا لکسی) وارد زندگیم شد و اونو بهتر کرد. همیشه دلم می خواست سگی...
Share This