تانیا ، گوئلف ـ کانادا، فوریه 2019

وقتی یکی از دوستان وفا در شهر کوچکی به نام گوئلف در کانادا با ذوق تمام در باره‌ی وفا حرف می‌زد، نمی‌دانست که همکارش به زودی از یکی از سگ‌های وفا خواستگاری خواهد کرد. همان روز همکار او خواهش کرد که عکس‌های چند سگ نژاد کوچک وفا را ببیند. شاید باور نکنید اما دو هفته بعد “بوبو” سگ داستان ما در کانادا بود. سهیلا مسئول واگذاری سگ‌های وفا در خارج از ایران که در آن روزها به وطن برگشته بود، بوبو را با خودش به کانادا برد. فریماه و امیر دو تن از داوطلب‌های وفا همان شب بوبو را از فرودگاه به خانه‌ی جدیدش بردند و او در رختخواب جدیدش با آرامش و کمی خروپف خوابید.

بوبو حاصل توله‌کِشی‌های آنهاست که جز به منافع خود فکر نمی‌کنند. این سگ‌های کوچک در بسیاری مواقع مجبور به زندگی در پناهگاه‌هایی می‌شوند که خانه‌ی سگ‌های بزرگند. این پناهگاه‌ها جای مناسبی برای سگ‌های کوچک نیستند.

اما بوبو پیش از آمدن به پناهگاه مدتی هم با امیرحسین دوست نوجوان و مهربانش زندگی کرده است. امیرحسین بعد از ورود بوبو به وفا و تا پیش از سفرش به کانادا تقریبا هر جمعه به دیدن بوبو می‌آمد.

بوبو اکنون در کانادا عضو خانواده‌ایست، که او را عاشقانه دوست دارند .یادداشت تانیا دوست مهربان بوبو را می‌خوانید:

اول اجازه دهید که بگویم همه‌ی کسانی که با پناهگاه وفا همکاری دارند، فرشته هستند! آنها صدا و باعث نجات سگ‌هایی شدند که شاید آخرین روز زندگی‌شان بود.

من و مادرم در دو خانه اما در حیاطی مشترک زندگی می‌کنیم، پس با هم تصمیم گرفتیم که داشتن یک دوست با‌وفا چیزی‌ست که هر دو نیاز داریم. اگر چه انتخاب خیلی سخت بود، اما هر دو بوبو را برگزیدیم.
بوبو سگ فوق‌العاده‌ایست با رفتاری دوستانه! عاشق این است که شکمش را نوازش کنیم و موهایش را برس بکشیم. توپ‌بازی و قدم‌زدن را خیلی دوست دارد. محل محبوبش قدم زدن در حیاط بزرگ مدرسه است، جایی که بچه‌ها بعد از تعطیل شدن بازی می‌کنند. ما همیشه برای به خانه آمدن و بودن با بوبو عجله داریم و او همیشه خوش‌آمدگوی ماست. من مطمئنم که او همانقدر دلش برای ما تنگ می‌شود که دل ما برای او. او آنقدر به ما نزدیک است که انگار همیشه با ما بوده!

وفا، از شما برای دوست همیشگی‌مان سپاسگزاریم!

Related Posts

وفا – راکی سابق مهرنوش نایاک -  ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ - آمریکا وقتی‌ من راکی رو پیدا کردم از شدت درد و کتکی که خورده بود، داشت زوزه می‌کشید. ۷-۸ نفرم بالا سرش جمع شده بود...
کپل ( پولو ) آماندا و جیسون ریناارت ، ۲۳ آبان ۱۳۹۰ -  انتاریو ، کانادا سلام دوستان من کُپُلم؛ من خیلی خوشحالم که اینجا پیش خانواده جدیدم در کانادا زندگی میکنم....
چارلی ( نیرو ) کلی و بابی درافشار ، ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ - لوس آنجلس، کالیفرنیا   بالاخره نزدیکای اولین سالگرد تولد"نیرو" یا همون " چارلی، نشستم و شروع کردم به نوشتن داستا...
مينا كارن منتگمری - 30فروردین 1390  - کالیفرنیا، آمریکا بعضی از شما عزیزان ممکنه به یاد بیارین داستان مینا را که ما چند ماه پیش منتشر کردیم و در آن درخو...
Share This