طلا آن سگ زیبای طلایی رنگ که نمی دانست دارد به خانه همیشگی و زیبایی میرود چندان دل خوشی از سوار ماشین شدن نداشت و با چشم هایی پرسش برانگیز نگاهم میکرد. پرنیان چونان همیشه سرخوش بود و شبرخ سیاه رنگ، نیز سردرگم هر سه سوار ماشین شدند و با آرمین یار همیشگی، رفتیم به سوی باغی زیبا با سرپرستی مهربان که چشم انتظارمان بود.

وقتی وارد آن باغ زیبا و بزرگ شدیم، بچه ها سرازپا نشناخته تمام آن محوطه بزرگ را سراسیمه تاختند و بر روی برگهای پاییزی غلتهایی از سر خوشی زدند. آنها از همان آغاز دیدار با شارون سگی که پیش از این به تنهایی در باغ زندگی میکرد دوست شدند و هر 4 تا با یکدیگر بازی کردند و سپس با غذایی خوشمزه پذیرایی شدند و جشنشان کامل شد. پاییز فصل زیبایی است و برگهای فرو ریخته بر پای درختان زیباییش دوچندان میشود وقتی به زیر پای رقصان سگهای وفا به چرخش درمیایند. آقای فرجی (سرپرست مهربان و گرامی) با شادی کوچولوها را نگاه میکرد و از شادیشان شاد بود.

اکنون چند ماهی از رفتن سگها به خانه همیشگی شان میگذرد و آقای فرجی نازنین، خاطراتی شادی بخش از بازیگوشی های پرنیان برایم تعریف میکند. پرنیان که از همان ابتدا جای خودش را در دل آقای فرجی باز کرده بود اکنون میداند که چگونه قلب او را برای همیشه از آن خود کند. آقای فرجی با خنده ای دلنشین میگوید: پرنیان دور استخر با سرعت میدود و خیزان، خودش را در آغوشم میاندازد و سپس در کنار پایم مینشیند تا دوباره فرمان حرکت بگیرد.

طلا، شبرخ، پرنیان و البته شارون زیبا کارشان را خوب بلدند و بهترین نگهبانی را از باغ و خانه شان میدهند. خانواده وفا برای آقای فرجی که خانه شان را با بچه ها تقسیم کردند بهترین ها را آرزو میکند.

 

Related Posts

تن تن و ساشا من تن تن هستم، یک پسر خوشتیپ و باوقار. با وجود جوان و کم سال بودنم، زندگی پرفراز و نشیب و سختی رو از سرگذروندم و داستان های زیادی از سرگذشتم دارم که ب...
بنجامین و توفان من بنجامین هستم یه پسر عاقل و مهربون که همه رفتارهاش حساب شده و موقره.اما توفان برادرم با من فرق داره، اون دلش میخواد شیطنت کنه و حسابی به گربه ها گیر...
اسکاتی و جینا (تخساندو) اسکاتی، توله کوچک، گرسنه و سرگردانی بود که توسط یکی از یاران وفا از پارک جنگلی چیتگر به پناهگاه آورده شد. او سال گذشته، پس از اینکه چند ماه را در پناه...
انجی (مهندس) من انجی (Eng) هستم. خانوادم به من میگن مهندس. برای اینکه یک پسر بسیار دوست داشتنی، باهوش و زیبا هستم.مدتها در پناهگاه وفا زندگی می کردم، تا اینکه یک ر...
Share This