رفتن روژان از پناهگاه به خانه همیشگی اش، همراه بود با بوسه هایی که سرپرستانش نثارش کردند. بوسه، آغوش و امنیتی که تا کنون خانواده گرامی نیاورانی به روژان هدیه کردند، او را یکی از خوشبخت ترین های وفا کرده است.

او که به همراه خواهرش موژان در خیابان گرسنه و بیمار،سرگردان بود پس از آمدن به پناهگاه وفا، بهترین شانسی که میتوانست داشته باشد را به دست آورد.

روژان زمستان پارسال بود که به همراه سرپرستان مهربانش رفت به خانه ای زیبا در دل جنگل های مرزن آباد (چالوس)، تا بهترین و زیباترین های لحظات زندگی اش را تجربه کند.

روژان و سامی (برادرش) هر روز با همراهی شیما و نیلوفر نازنین و خانواده مهربانش به گردش های روزانه در جنگل های بکر اطراف خانه اش میرود.در جویباری روان و خنک آب تنی میکند و بر برگ های خشک پای درختان، غلتهایی از سرخوشی میزند، با سامی مسابقه دویدن می دهد، سپس با خستگی دلچسبی به همراه خاطراتی شاد به خانه باز می گردد.

روژان به جز گردش های روزانه سرگرمی هایی نیز در حیاط خانه دارد، او هیچیک از گل وگیاه های حیاط خانه را بی بهره نگذاشته و یک به یک آنها را از ریشه درمی آورد، برای خودش پای هر درختی را تونل میزند تا ریشه ها نفس بکشند.با این حال خانم نیاورانی با مهربانی و آرامشی وصف ناپذیر می گوید: روژان دارد بچگی اش را از سر می گذراند و در آینده ای نه چندان دور او یاد می گیرد که با گیاهان مهربان باشد. او ادامه میدهد: روژان دختری است زیبا، با ادب، حرف گوش کن و البته باهوش و بهترین خواهریست که سامی می توانست داشته باشد.

در ایران نیز سگها می توانند خوشبخت باشند و بی گمان کم نیستند نیاورانی هایی که با دلهایی مهربان می توانند خانه شان را با دیگر حیوانات تقسیم کنند. سگ های وفا با صبوری چشم به راه آنها می مانند.خانواده گرامی نیاورانی، خانواده وفا و همچنین ساکنانش شما را برای دلهای مهربان و سرشتی پاک سپاسگزار است.

 

Related Posts

چیکو چیکو (نام پیشین میشا)، خانواده یاوری، تهران، تیرماه 1396 چیکو ( میشا) خانه و خانواده ی همیشگی‌ خود را پیدا کرد. خانم آذری از مسئولان پناهگاه نوشته ا...
اسکاتی و جینا (تخساندو) اسکاتی، توله کوچک، گرسنه و سرگردانی بود که توسط یکی از یاران وفا از پارک جنگلی چیتگر به پناهگاه آورده شد. او سال گذشته، پس از اینکه چند ماه را در پناه...
فلفل ( بنی ) گلاره حجتی -  ۲۰ آبان ۱۳۸۹ – ایران عشق واقعی‌ یه شب که خیلی‌ حالم گرفته بود و حوصله هیچکس و هیچ کاری رو نداشتم گفتم خوبه سری به فیس بوک بزنم. ساعت ۴...
فاکسی خانم و آقای کیهانی - ۲۱ دی‌ ۱۳۹۰ - تهران، ایران فاکسی، پسر سیاه رنگ 6 ساله، یکی دیگر از مهمانهای کوچک وفاست، که مدتیست با کمک خانم گندم تدریسی صاحب خ...
Share This