0 Items

سیلیا پلیستر – ۲۸ مهر ۱۳۹۰ – ونکوور کانادا

در ٢٠اكتبر ٢٠١١ من اولین قدم را در سفر به خانه همیشگیم گذاشتم و به همراه برادرم بیلى از ایران راهى ونكوور شدم. چند هفته اول را در جاى خیلى دورى با خانواده موقتیم زندگى كردم. بعد مادر دائمیم اومد دنبالم و من خیلى هیجان زده بودم.

خانواده جدیدم و هركس كه شانس دیدن منو داشت می گفت من موجود خیلى زیبا و شیرینى هستم. تو خونه من دوست دارم تو تختم بخوابم و شیكممو نوازش كنن و بغلم كنن. منو همیشه در حالى پیدا میكنین كه دارم دنبال دوست گربه پشمالوم نیكو می گردم. اون یكى پرسى هم داره سعى میكنه توجه منو به خودش جلب كنه. دیلان ، كوچولوى مورد علاقه من یه همبازى مهربون و كنجكاوه كه من خیلى باهاش با صبورى و آروم رفتار میكنم.

یك حیاط بزرگ دارم كه توش بازى میكنم و یه عالمه از استخونامو اونجا قایم میكنم. خارج از خونه یه پارك مخصوص بازى سگهاست كه من عاشق اونجام. من خیلى اجتماعیم و عاشق اینم كه با همه هاپوها آشنا بشم و باهاشون بازى كنم خصوصاً كوچولوهاشون. من تو دویدن استعدادم فوق العاده هست، من از اسب هاى مسابقه هم سریعترم.

علاقه دیگه من راه باریك به سمت رودخونه ست، كه معمولاً با دوستم بیلى میریم، می غلتیم و حتى می پریم روى علف هاى بلند كنار رودخونه. عادت بد من رفتن سراغ ماهی هاى كنار روده كه همیشه مامانم بعدش باید حمومم كنه. اون نمیفهمه چه چیز اون ماهی هاى بوگندو براى من جالبه!

من دارم در كلاس هاى آموزشى با خانواده ام شركت میكنم، هرچند مامانم عقیده داره كه من خیلى راحت یاد می گیرم چون همیشه همه ازم راضین. از همین یه جلسه اول كلى چیز یاد گرفتم، خصوصاً دستشویى رفتن تو لگن. اوایل دوست نداشتم تو قفسم تنها باشم وقتى مامانم میرفت سر كار ولى الان راحتم. كارهایى مثل “بیا”، “بشین” و “دست بده” را هم یاد گرفتم!

“وفا” از شما متشكریم، به خاطر تلاش زیادتون در آوردن امیلى (لى لى) به زندگى ما. اون سراسر درخشندگى ، عشق و شیرینیه. ما همراه همیشگى بهتر از اون نمی تونستیم بخواهیم.

 

Related Posts

ملوس انا و اندرو - ۲۵ مرداد ۱۳۹۲ - بتسدا، مریلند ملوس تابستان دوهزارو سیزده به خونۀ ما اومد، بهمون گفته بودن  از مردها می ترسه اما خیلی زود با اندرو دوس...
مارلو زمستا ن2019 ـ تورنتو، کانادا، شقایق و امیر  بعضی داستان‌ها به قصه‌های شاه و پریون می‌مانند! وقتی در جعبه‌ی چسب‌خورده را باز کردیم، نمیشد حدس زد ...
لیلا لیندا کی‌ -  آگوست  ۲۰۱۲-اکلند، کالیفرنیا هر دفعه که صفحه پت فایندر رو پایین می‌‌بردم صورتش میومد جلوی چشمم. اسمش لاکی بود و همراه بیوگرافیش یه وید...
لوییجی (پیشی) آلمانی شد لوییجی تیرماه سال ۹۸ کنار ورودی پناهگاه رها شد و قدم زنان به سمت پناهگاه آمد. لوییجی پسری با بدن نسبتا درشت و دست و پای کوتاه، در اندازه‌ای بود که ...
Share This