مارک و ناتالی – ۲۹ دی‌ ۱۳۹۲ – تریسی، کالیفرنیا

در یکی از روزهای زیبای بهاری (بیستم فروردین) پیامی از خانم آذری دریافت کردم: “7 توله بی پناه و شیرخواره را نیمه شب و بدون هماهنگی به در پناهگاه آورده اند. کسی را می شناسید برای نگهداری آنها یاریمان کند؟”

من و همسرم پارسا، بی درنگ سرپرستی این 7 کودک زیبا و بی گناه را به عهده گرفتیم چون مطمئن بودیم پیدا کردن سرپرستی که همه خواهر، برادرها را با هم قبول کند بسیار سخت است. همان روز به پناهگاه رفتیم و من زیباترین توله های عمرم را لرزان و در هم لولیده درون جعبه مقوایی کهنه ای یافتم. آقا کرم می گفت از دیشب چیزی نخورده اند و ناله گروهی توله ها حاکی از شکم های گرسنه شان بود. آقا کرم از اینکه ما آنها را با خود می بریم، شاد بود.

بیستم فروردین 1391 تجربه دوم ما، برای سرپرستی توله های شیرخواره بود و به واسطه تجربه در سرپرستی 4 توله قبلی، کارها آسانتر. بعضی به وسیله شیشه شیر و بعضی به وسیله شیر داخل سرنگ تغذیه شدند.

آمدن توله ها به منزلمان، هم برای ما تجربه خوشایندی بود هم برای دخترانم برفی و شبرنگ و فلفل.

تگرگ در هفته های اول دچار آسیب در دست راست بود، که پس از مشورت با پزشک، دانستیم با رژیم غذایی درست، این آسیب به زودی درمان خواهد شد، که البته درمان نیز شد.

این پسر زیبا و مهربان، خاطرات بسیار شادی را به همراه خواهر و برادرانش، برایمان رقم زد.

آرزو داریم او و خانواده جدید مهربانش همیشه شاد و تندرست باشند.

افسانه و پارسا زرین

وقتی سگمون هالی سیزده ساله شد من و همسرم تصمیم گرفتیم سگ دیگه ای به خونه بیاریم تا همراهش باشه و به فعالیت بیشتر تشویقش کنه. وقتی هالی رو از پناهگاه آوردیم یک سال و نیمه و کاملا تربیت شده بود، بنابراین تصمیم گرفتیم دنبال سگی بگردیم که مثل اون تربیت شده باشه.

جستجو برای یافتن سگی که با شرایط ما جور باشه رو از سایت پت فایندر شروع کردم، البته دنبال نژاد خاصی نمی گشتم. یکی از سگهای پناهگاه ایران که مخلوطی از نژاد سگ چوپان استرالیائی و بُرزوی بود نظرمو جلب کرد و حسابی دلمو برد. بعدش هم تنگو رو دیدم، سگی که از ایران اومده بود. همسر من مارک، در نیروی هوائی کار می کنه و چندین بار به افغانستان رفته، بنابراین فکر کردیم کمک به سگی که از اون منطقه میاد کار خوب و مفیدیه.

روزهای اول تنگو از همه حتی من خجالت می کشید. از مردها بیشتر می ترسید و نسبت به اونا بدبین بود، احتمالا به خاطر این که در گذشته از طرف مردها آزار دیده بود، اما الان یکی از شادترین، مهربونترین و دوست داشتنی ترین سگ های دنیاست، تنگو در حال حاضر سهم بزرگی از زندگی مارو به خودش اختصاص داده ، نه تنها با گربه های ما دوست شده بلکه به هالی هم محبت زیادی می کنه. اون می دونه که هالی سگ پیریه بنابراین حد خودشو می دونه و موقع بازی باهاش بسیار آروم و محتاطه.

دلم میخواد همه رو به گرفتن سگ از ایران تشویق کنم چون این سگها قدر یه خونه امن و پرعشقو می دونن. ما عاشق تنگو هستیم و آرزو می کنیم همه چنین عشق پاک و لذت بخشی رو تجربه کنن.

ناتالی‌ و مارک

Related Posts

توبی ( اپتیموس ) خانواده مظلومی  - 11 دی 1390 - ونکوور کانادا من نزدیک یک ماهم بود که به پناهگاه آوردنم و یه خانواده مهربون (خاچاطوریان) تصمیم گرفتن که منو برای مدت...
هانی خانواده زند -  ۳ آذر ۱۳۸۹ - آمریکا فرانک عزیز می خواستم از شما و گروهتان برای آوردن هانی به آمریکا تشکر کنم. ما از داشتن او خیلی‌ خوشحالیم. او تول...
مارلی خانواده کانیرز -  ۸ تیر ۱۳۹۰- سن حوزه ، کالیفرنیا     وقتى نلى اومد پیش ما، مثل یه هاپوى كوچولوى اسباب بازى بود. اون خیلى خودسر و داراى...
لیدی – توتک خانواده لوستلت و بیگلی، ۱۷ مهر ۱۳۹۳، بکرسفیلد، کالیفرنیا روزی که قرار بود با لیدی -توتک- آشنا بشویم سگ دیگرمان بلیز را هم با خودمان بردیم تا آنها ه...
Share This