0 Items

کوچولوترین نجات یافته خانه وحشت بود.

وقتی رضا فقط با یک دستش اونو گرفت جلوی دوربین و گفت: “این بچه هم چشمش داغونه”، کسی نمیدونست سرنوشتش به کجا میکشه. توله نژاد کوچک بود و در پناهگاه درندشت، وسط زمستون، معلوم نبود چه چیزی در انتظارش است.

تولد یک سالگی وینکی (پایرت) در تورنتو

ملیحه مثل بیشتر مواقع پا جلو گذاشت و نگهداریش رو به عهده گرفت. چشمش تخلیه شد و کم کم حالش خوب شد. یک پسر بازیگوش و شیطان که چون یک چشمی بود ملیحه اسم پایرت رو براش انتخاب کرد. خوشبختانه مهرش افتاد به دل یکی از دوستان وفا در تورنتو و تقاضای سرپرستی اش را کرد.

26 تیرماه 1401، شش ماه پس از نجات، پایرت با فداکاری نسیمه، از دوستان دیگر وفا، که بلیتش را تغییر داد تا بتواند او را همراه خودش ببرد، به تورنتو رسید. آفرین، که یک سال پیش، بامزی، یکی دیگر از سگ های نیازمند وفا رو به سرپرستی گرفته بود، پایرت رو هم اداپت کرد. آفرین درباره اینکه چرا پایرت رو به سرپرستی گرفته می گوید: “وقتی که اون فیلمو از خانه وحشت دیدم به هم ریختم. سگ کوچکی که در دست یک نجات دهنده بود بیشتر از همه منو منقلب کرد، با اون جثه نحیف و چشمی که آویزون شده بود. همون لحظه به خودم گفتم که این سگ کوچولو باید پیش من پناه بگیره و من همه ی چیزهای خوب زندگی رو براش فراهم کنم. مدتها انتظار کشیدم تا تونستم اونو کنار خودم داشته باشم و بشه عضوی از خانواده مون. به خاطر ظاهر معصوم و یک چشمی بودنش به او وینکی (چشمک) می گیم. او الان با برادرش که او هم از وفا آمده در کنار هم به خوشی زندگی می کنند. انرژی زیاد وینکی، برادرش مارلی رو هم به تحرک بیشتر تشویق میکنه. وینکی دوستان زیادی در محله پیدا کرده و همه از اینکه اون برای زندگی بهتر شانسی به دست آورده خوشحالند.

Related Posts

پرنسس ریچارد دل پزو - ۱۷ فروردین ۱۳۹۳ - ساحل دیتونا، فلوریدا پرنسس یک عضو فوق‌العاده خونه ما از تاریخ ۶ آوریل ۲۰۱۴ شده. دار یک فاصله کوتاه، او حسابی‌ خود...
دلناز خانواده کولدیکات - فروردین  ۱۳۹۱کسترو ولی - کالیفرنیا ما عاشق "دلناز" هستیم! "دلناز" برای اولین باربه پارک سگ ها رفت و همه چیز به خوبی پیش رفت. ما...
کایلا کانادایی شد بهار 98 خانمی کایلا را به پناهگاه آورد. او را سمت مهرشهر پیدا کرده بود و روی بدنش جابجا زخم های بهبود یافته دیده میشد. دکتر گفت پوستش با یک ماده شیمیا...
شوکو   واگذاری در آمریکا   شوکو وقتی‌ به پناهگاه اومد یک توله خیلی‌ کوچک و مامانی بود و بعد هم تبدیل به یک سگ بزرگ و خیلی‌ زیبا شد دختر نا...
Share This