0 Items

بهمن ماه سال ۹۷ بود. خانواده‌ای از آگهی یک سایت خرید و فروش، توله تریری خریده بودند، اما همان چند روز اول مریض شد. بیماری پارو که نیاز به رسیدگی مداوم و سرم و دارو دارد، می بایست هر روز به کلینیک مراجعه می کردند یا خودشان درمان را در خانه ادامه می دادند. ولی به اینجا که رسید دیگر نمی خواستند برایش هزینه کنند و از آوردنش پشیمان شده بودند…. اما دختر خانواده برایش نگران بود، با پناهگاه تماس گرفت، تقاضا کرد که درمانش کنیم و بعد اگر دیگر او را نخواستند دوباره بفروشند….! گفتیم نه، اینطور که نمی شود، قبل از آنکه خیلی دیر شود تصمیم بگیرید، یا کلا بسپارید به پناهگاه یا خودتان درمان کنید. در نهایت بعد از دست دست کردنها و مشکلات انتقال و…. بالاخره بلفی آمد پناهگاه و تحت درمان قرار گرفت و با تلاش های دکتر و پرسنل پناهگاه خوشبختانه بیماری را رد کرد.

او دومین بلفی پناهگاه بود و برای آنکه اشتباهشان نکنیم، اسمش شد بلفی‌دو یعنی بلفی شماره دو!

بلفی‌دو یک موجود بسیار خوش اخلاق و دوست داشتنی، شیطان و پرانرژی بود، اما چون در پناهگاه تابع قانونی نبود، خودسر بار آمد و وقتی به یک خانواده خوب اما بی‌تجربه واگذار شد، نتوانستند از عهده شیطنتها و خودسری هایش بربیایند و برگشت پناهگاه. خوشگل بود و خواهان زیادی داشت اما این بار دیگر او را به خانواده‌ای می دادیم که هم قبلا تجربه نگهداری از سگ خانگی داشته باشد و هم فضای بهتری برای شیطنت هایش…. تا اینکه مهرش به دل یک خانواده کانادایی که قبلا هم سگ داشتند افتاد و قرار شد بلفی‌دو برود کانادا و سورپرایز تولد پدر خانواده باشد، اما زمان می گذشت و به تاریخ تولد نزدیک می شدیم و در شرایط کرونا مسافر کم بود….. این خانواده آنقدر او را می خواستند که در نهایت پذیرفتند که او را از طریق کارگو که هزینه‌ بالاتری دارد، به کانادا ببرند و بلفی‌دو بالاخره فروردین 1400پرواز کرد و به خانواده جدیدش رسید.

حالا بلفی دو با خانواده همیشگی اش زندگی می کنه و اسمش هم شده “لوتو”.

آرزو می کنیم خوشبخت شود.

فرح آذری

Related Posts

چشمک کاترین و کن‌  و بچه‌ها -  ۳۰ مهر   ۱۳۹۱ ـ می سی ساگا، کانادا   چشمک یکی‌ از چهار توله ماده‌ای بود که در اوایل تابستان ۱۳۹۰ در حالی‌ که فقط یک...
بامزی (مارلی) کانادایی شد سال ۹۷ ، پدری، یک توله لابرادور شکلاتی برای پسرش از خارج وارد و اونو در آموزشگاهی برای تربیت و آموزش پانسیون میکنه، اما اقامت در اینطور مکانها برای تو...
کپل ( پولو ) آماندا و جیسون ریناارت ، ۲۳ آبان ۱۳۹۰ -  انتاریو ، کانادا سلام دوستان من کُپُلم؛ من خیلی خوشحالم که اینجا پیش خانواده جدیدم در کانادا زندگی میکنم....
جيمبو ساعت 7 صبح بود، شب دردناكي رو گذرونده بودم، از درد چند بار بيدار شدم و آخر سر دمدم هاي صبح دوباره مسكن خوردم و خوابيدم. ساعت 7 فاطي (خانمي كه بعد از ت...
Share This