0 Items

خانواده شیرازی، اسپانیا، ژانویه 2020

آقای مرتضی شیرازی و همسرش از قبل حامی مالی سگ های وفا بودند. آنها در سفرشان از اسپانیا به ایران به پناهگاه وفا آمدند تا سگ نر و جوانی را انتخاب کنند و با خود ببرند تا همدم سگ شان باشد، اما مورد مناسبی پیدا نکردند. داشتند می رفتند که در جاده پناهگاه ساشا را که با کیومرث،  از داوطلبان پناهگاه، در حال پیاده روی بود، می بینند. ماشین را نگه می دارند، پیاده می شوند و کمی ساشا را ناز و نوازش می کنند و خوراکی به او می دهند و دوباره به راه می افتند، اما ساشا دنبال ماشین آنها می دود. می ایستند و دوباره کمی خوراکی و نوازش و خداحافظی و باز راه می افتند، اما دوباره ساشا دنبال ماشین می دود، انگار به آنها می گوید مامان و بابای من میشید، و همین می شود که دل آنها را می برد.

ساشا، ماده، هفت ساله، که از دوران تولگی ساکن پناهگاه بود، پنجشنبه 12 دی 1397 با سرپرستان جدیدش راهی اسپانیا شد. عکس ها و فیلم های او از آنجا نشان می دهد که خوشحال است و خوشبخت.

Related Posts

کرا بریتانی و الی - 23فروردین ۱۳۹۱ – سیاتل، آمریکا سلام بچه ها. اسم من کرا، قبلا آیدا بود. الان دارم از اولین سفری که با خونواده رفتم، براتون می نویسم...
پتی خانواده ایرانی - ۸ اسفند ۱۳۸۹- واشنگتن دی سی اگه یه نفر ساعت ۱۰ صبح از جلوی پنجره ما رد بشه یه پسر سه ساله رو می‌‌بینه که یه ساندویچ کره بادوم زم...
داستان آزاده داستان آزاده با درد و رنج آغاز می شود و به خوشبختی می انجامد. یک صحنه ی آشنای حیوان آزاری: تابستان سال 97 است. گرما بیداد می کند. مردی با موتور در ...
میلو ( لاکی ) آقای رامتین مینویی، ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲، بریجواتر، نیو جرزی قصه میلو ( لاکی ) وقتی‌ شروع شد که برای دیدن مادرم به ایران رفته بودم. به یکی‌ از دوستانم ق...
Share This