0 Items

ماریان و خانواده – مهر ۱۳۹۰ – انتاریو، کانادا

در یکی از آخرین روزهای ماه اکتبر ۲۰۱۱، من عکس یکی از قشنگترین سگ هایی که در عمرم بهشون برخوردم رو دیدم. با در نظر گرفتن اینکه من تعدادی از کمیاب ترین سگ های عظیم الجثه رو نگهداری کردم میشه فهمید که من با سگ های زیبا غریبه نیستم.

اخیرا بعد از چند سری مشکل که برای چند تا از سگ هام پیش اومد، تصمیم گرفتم که سگ بعدی ام رو از نژاد شپرد انتخاب کنم که کمتر مشکلات ژنتیکی داشته باشه و در تحقیقم به نژاد آنتولیان شپرد برخوردم و دنبال پیدا کردن سگ بعدیم از این نژاد بودم.

اشلی که قشنگترین حالت نگاه رو توی چشماش داره رو پیدا کردم.   بعد از کلی تست و آزمایش،۳ روز طول کشیده بود تا اشلی با هواپیما و ماشین به اینجا برسه از اولین باری که دیدمش، فهمیدم که قراره که ما همیشه با هم باشیم، فکر میکنم که خود اشلی هم همینطور فکر کرد.

من همیشه با اشلی راجع به میثم حرف میزنم. میثم بزرگوار ترین و بخشنده ترین صاحب موقت سگی است که مسولیت داشتن سگ را با همه وجود پذیرفته و نشان داده که خوب میداند که سگ ها فقط برای مدت کوتاه و دوران خوشی ما با ما نیستند و ما مسئولیت همیشگی اونها رو داریم. وقتی که میثم نتونست که خودش اشلی را نگه داره، همه تلاشش رو کرد که مطمئن بشه اون بهترین زندگی رو داشته باشه.

اشلی همیشه به شنیدن اسم میثم عکس العمل نشون میده و من میدونم که خیلی دلش برای میثم تنگ شده. اشلی با من (ماریان) و خواهرش، لوسی که از  نژاد گلدن برنزه زندگی میکنه.

موقعی که اشلی تازه پیش ما آمده بود، ما سایه صداش می کردیم چون مثل سایه همیشه دنبالمون بود و همیشه از همه چیز می ترسید. حالا دیگه اسمش سترایدر هست و بی اندازه با همه چیز راحته و از هیچی نمی ترسه.  سترایدر با اون پاهای بلندش با گام های بلند همه جا میره و مثل یک بز کوهی، شجاعه  و همه چی در موردش فوق العاده هست.

من هر روز از صبح تا شب از دیدن چشمای قابل اعتماد ستریدر لذت میبرم . از تیم وفا متشکرم که به ستریدرکمک کردند که پیش من بیاد. من همیشه از اینکه او با ماست، شکرگزار هستم و تا زمانی که خدا بخواهد، مراقب او خواهم بود و میدونم که او هم همیشه مراقب ماست.

ستریدر ، ماریان و  لوسی

Related Posts

کایلا کانادایی شد بهار 98 خانمی کایلا را به پناهگاه آورد. او را سمت مهرشهر پیدا کرده بود و روی بدنش جابجا زخم های بهبود یافته دیده میشد. دکتر گفت پوستش با یک ماده شیمیا...
ناناز برایان و تریش شمیت - ۴ تیر ۱۳۹۱ - بارینگتون، نیو جرزی، آمریکا روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۰، هارلی دوستی که تقریبا پانزده سال همراه ما بود، تو خونه و جلوی چشم...
ژنرال خانواده ایوازیان - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ - لا کرسنتا، کالیفرنیا از زمانی‌ که چشم باز کردم ما تو خونمون سگ داشتیم آخرین سگی‌ که داشتیم هشت سال پیش بود که...
مهتاب بیش از دو ماه از آمدن دبی (مهتاب) به خونۀ ما می گذره، در این دو ماه آنقدر به  این دختر شیرین وابسته شدیم که نمی تونیم ازش جدا شیم، اون و جوردی برادر و...
Share This