0 Items

پریسا صالحی و برک فینلی – ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ – واشنگتن دی سی

آمدن سرف از وفا فقط برای این نبود که سگی داشته باشیم که مصاحب و همراه ما در زندگی‌ باشد، بلکه برای این هم بود که من تکه‌ای از سرزمینی که روزی خانه من بود در کنار داشته باشم. در ضمن، این نوعی مشارکت در تلاش‌های خستگی‌ ناپذیر مادرم بود که سعی‌ دارد زندگی‌ سخت تعدادی از حیوانات را در ایران کمی‌ آسانتر کند. او در شرایطی به دست ما رسید که از زندگی‌ شهری می‌ترسید، مخصوصا از ماشین‌های آتش نشانی‌ و مردان. آن موقع او ۶ ماهه بود و حالا که در حال نوشتن این سطور هستم او ۱۱ ماه دارد. او قدم‌های بلندی برداشته و هنوز هم در حال یادگیری اعتماد به ما و همه آن چیزهایی‌ است که در دنیای اطرافش وجود دارد.او با سگ‌های زیادی دوست شده، چند دوست مرد هم دارد ( از جمله کسی‌ که او را راه می برد) و زندگی‌ شهری با آنکه هنوز طبیعت دومش نشده اما برایش قابل تحمل است.

او یک دوست اسب دارد و حتی با یک گربه خیابانی هم دوست شده است. او همانطور که یاد می‌گیرد به ما هم یاد می‌‌دهد. درس‌های واقعی‌ او بیشتر درباره مصمم بودن است.

اما در حال حاضر او دارد به من یاد می دهد که چطور از لحظاتی که به نظر می‌‌رسد من از یاد برده‌ام که زنده هستم لذت ببرم و برک می‌گوید که او دارد یاد می‌گیرد که صبر و مهربانی در دراز مدت نتایج خوبی‌ به بار می‌‌آورند.

ما خوشحالیم که او را در زندگیمان داریم و امیدواریم بتوانیم  به فراهم کردن یک شروع درخشان برای او ادامه بدهیم

پریسا و برک

 

Related Posts

داستان لولا: از بیقراری و ترس تا آغوش گرم خانواده... دهم خرداد ماه سال 1402 بود که با طنابی به گردن دنبال ماشین آقا کرم تو جاده دویده بود تا داخل پناهگاه. یک باره با تعداد زیادی سگ پر سروصدا روبرو شد....
رومینا اپریل 2019، آمریکا، کانکتیکات، مگان و آدریان رومینا یک سگ ماده دو سال و نیمه و نابینا است. از من خواسته شد كه برای آوردن او به آمریکا كمك كنم. پناه...
اشلی ( سترایدر ) ماریان و خانواده - مهر ۱۳۹۰ - انتاریو، کانادا در یکی از آخرین روزهای ماه اکتبر ۲۰۱۱، من عکس یکی از قشنگترین سگ هایی که در عمرم بهشون برخوردم رو دید...
سیبی خانواده مکرمیک - دلتا،  ۱۴ شهریور۱۳۹۴بی سی کانادا سیبی خیلی‌ اوضاعش رو براست و به خوبی‌ در خانواده ما داره جا میفته. ما تصمیم گرفتیم که اسمشو نگه دار...
Share This