تنگو
مارک و ناتالی – ۲۹ دی ۱۳۹۲ – تریسی، کالیفرنیا (بیشتر…)
مارک و ناتالی – ۲۹ دی ۱۳۹۲ – تریسی، کالیفرنیا (بیشتر…)
کلودیا کولی – ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱- ویلمینگتون، آمریکا
YAKUZA, Yalissa- به افتخار فرح روان (Farah Ravon) و با اضافه کردن LL به وسط اسم، فالون (Fallon) نامیده شد.
” فالون” ۲۰ آذر ۱۳۹۱ ایران رو ترک کرد و در فرودگاه JFK نیویورک پا به خاک آمریکا گذاشت.
خانم شیدا اردلان او را به فرودگاه فیلادلفیا برد و ” لو” (Lou) از اونجا اون رو به ” انجمن دوستان با وفای حیوانات” در ویلمینگتون برد. بعد من و دوستم لیزا و سگم “هیلی” رفتیم دنبالش. هیلی و فالون خیلی زود با هم جور شدن و او با ما اومد خونه. ظرف سه روز فالون یاد گرفت که جای خوابش کجاست و فقط با یکبار نگاه کردن به من متوجه شد که چه جوری باید از پله های سکوی ورودی بالا و پائین بره. درها و صداهای داخل خونه چند هفته ای مشکل ساز بود. هیلی نقش مربی رو بازی می کنه و فالون با نگاه کردن به اون کلی چیز یاد می گیره. تو این مدت هیچ حادثه ای تو خونه به وجود نیاورده، اوایل یه کم با 4 تا گربه مون مشکل داشت و غرولند می کرد، اما حالا دیگه دوستشون داره ، مخصوصا “سیندر”رو .
فالون تا الان چند تا طالب داشته ، اما هیچ کدوم صاحب کاملا مناسبی برای او نبودن. ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، من قرارداد (فرم) سرپرستی او را امضاء کردم ، چون فکر می کنم اون خونه اش رو پیدا کرده، خونه ای که برای نیازهای خاص اون کاملا مناسبه. رابطه فالون و هیلی خیلی خیلی خوبه. هردوشون آدمها رو دوست دارن، مخصوصا آقایان را. بعله، درست شنیدین: فالون عاشق آقایونه و وقتی هیجان زده می شه، یه رقص خنده دار می کنه. به علاوه، اون عاشق اینه که با شما حرف بزنه، پیاده روی کنه (آموزش راه رفتن با قلاده تقریبا دو هفته ای طول کشید) ، و موهاشو شونه کنه (البته با حموم میانه خوبی نداره) ، و هر دوتا سگ معمولا از ماشین سواری لذت می برن. از وقتی که جای خوابش آماده شده، هیچ وقت لازم نبود که من اونو سر جاش بذارم. من فقط در جعبه رو باز می ذارم و او خودش می ره داخل تا یه چرت بخوابه؛ خیلی اون تو احساس امنیت می کنه.
فالون سگ خیلی شادیه، او واقعا شگفت انگیزه و بسیار باهوشه و یه موجود فوق العاده است که به مجموعه حیوانات خونه ما (به دوستان من تو خونه) اضافه شده. اون متوجه نیست که فقط سه تا پا داره و منم قرار نیست که این موضوع رو بهش بگم. ما دو تا خیلی خوشبختیم که همدیگه رو پیدا کردیم.
از صمیم قلبم از همه شما بچه های پناهگاه وفا ممنونم که اینقدر خوب مراقب اون بودین و همین طور مراقب بقیه سگهای خوش شانسی که تونستن خودشونو به پناهگاه شما برسونن.
با عشق و سپاس
کلودیا کولی
برایان و تریش شمیت – ۴ تیر ۱۳۹۱ – بارینگتون، نیو جرزی، آمریکا (بیشتر…)
خانواده کولدیکات – فروردین ۱۳۹۱کسترو ولی – کالیفرنیا
ما عاشق “دلناز” هستیم!
“دلناز” برای اولین باربه پارک سگ ها رفت و همه چیز به خوبی پیش رفت. ما تا الآن برای بردن او به پارک صبر کرده بودیم، چون “دلناز” در کنار سگ های دیگه خجالتی ست و ما نمی خواستیم که بترسه.
خیلی بهش خوش گذشت. ما سعی کردیم که “دلناز” را با سگ های دوستانمون آشنا کنیم و اگر او با یک و یا دو سگ دیگه باشه بسیار عالی و سرگرم کننده است. “دلناز” یک دوست خوب داره که وقتی که این دو تا با هم هستن همش کشتی می گیرن و بازی می کنن. این دو تا با بازی کردن همدیگه رو خسته می کنن.
ما “دلناز” رو برای قدم زدن به دریاچِۀ “شابو” می بریم و تا آزادش می کنیم، او با عشق شروع به دویدن می کنه. البته فقط وقتی که “دلناز” از ماشین ها و سگ ها دوره، اونو آزاد می گذاریم. به نظر میاد که اونجا جای مورد علاقۀ دلنازه.
“دلناز” روزها با ما به محل کارمون میاد. تمام کارکنان عاشقش هستند و حتی بعضی ها سگ های خودشون رو میارن و اونها با هم تو حیاط بازی می کنن. روزهایی که ما باید کار کنیم، “دلناز” بسیار خوبه و تو دفتر می خوابه. او تا جایی که ممکنه می خواد نزدیک به صندلی من باشه. من خیلی دوست دارم که “دلناز” پهلوی من باشه، به خصوص وقتی که تنها هستم. “دلناز” وقتی که یک نفر میاد به من هشدار می ده.
بچه ها عاشق “دلناز”ند و او عاشق اونها. اگه من با “دلناز” تو خونه تنها باشم، او به طور مدام دنبال اونا می گرده. “دلناز” خیلی برای دخترم حوصله به خرج می ده. دخترم خیال می کنه که “دلناز” همبازیشه، اما “دلناز” اونو خیلی دوست داره. “دلناز” بهترین سگ برای بچه هاست. دیروز پنجمین سالگرد تولد دخترم “مَکِنزی” بود. پانزده تا بچه تو خونۀ ما بودن. “دلناز” با همۀ اونها خوب بود. “دلناز” به استقبال تک تکشون اومد، ولی هیچ کدوم رو نترسوند.
شبا “دلناز” تو اتاق پسرم می مونه تا من و شوهرم بخوابیم. این کار به او کمک می کنه که به راحتی بخوابه و تنها نباشه. ما قبلاً “دلناز” رو تو جاش می خوابوندیم، ولی حالا تو تخت کنار ما می خوابه. “دلناز” اونقدر نرم و دوست داشتنیه که ما ناچار شدیم بگذاریم توی تختمون بخوابه.
“دلناز” بهترین عضو جدید خانوادۀ ماست و ما از بودن او بسیار خوشحالیم!
ما از خانمی که “دلناز” رو اسپانسر کرده متشکریم. “دلناز” بسیار مورد محبت ماست و ما با بودن او عشق رو احساس می کنیم.
آلکس
| https://www.facebook.com/media/set/?set=a.10150732390234783.463806.212270544782&type=3
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/04/120409_l72_dog_story_vid.shtml |
خانواده فراتیچلی – اردیبهشت ۱۳۹۱سونل کالیفرنیا
از همان لحظه ای که عکس “دلبند” را در تارنمای “گروه نجات ژرمن شپردهای شمال کالیفرنیا” دیدم می دانستم که قسمت این است که “دلبند” دختر من بشود. من از قبلاً تصمیم گرفته بودم که یک سگ بالغ می خواهم، ولی وقتی که “دلبند” را دیدم بلافاصله یک ارتباط عاطفی با او را حس کردم. از آن لحظه می دانستم که ما دو تا با هم خواهیم بود. وقتی که من “دلبند” را روز پذیرش دیدم، نتوانستم خودم را با هیچ سگ دیگری تصور کنم و بدون او آنجا را ترک کنم.
“دلبند” دارای شخصیتی بسیار ملایم، شیرین و مطیع است، ولی او به همچنین به یک سگ اجتماعی با اعتماد به نفس بالا بالغ شده است. “دلبند” زیبا، باهوش و با ادب است. او متناسب برای محیط شهرهای “کیلکِیر وودز” و “سانُل” است. “دلبند” یک همدم عالی برای راهپیمایی، قدم زدن و دویدن است و از حیات وحش و سایر حیوانات اهلی اینجا لذت می برد. “دلبند” با تمام سگ های محله و صاحبانشان خوش رفتار است. او حشرات را شکار می کند و انواع گیاه ها، ریشه ها و چوب ها را تغذیه می کند. “دلبند” برگ های کدو تنبل و سیب های تازه از درخت را دوست دارد.
“اِستیو” دور حیاط را حصار کشیده است و دیگر “دلبند” خیلی جا برای بازی و گردش کردن دارد. او عاشق دراز کشیدن در حال جویدن اسباب بازی هایش و خوردن قاقالیلی های خوشمزه اش در راه پارکینگ و یا ایوان است. “دلبند” عاشق “اِستیو” است و با “اِسکایلِر” و دوستانش دوستانه رفتار می کند. “دلبند” و گربه ی ما “ایزی” با هم بهترین دوستها هستند. آنها عاشق یکدیگر هستند و با هم بازی می کنند! هر دو با هم بسیار مهربان هستند. من قول می دم که تا از آنها فیلم گرفتم برای شما بفرستم!
تمام خانواده ی ما، تمام دوست ها و همسایه ها عاشق “دلبند” هستند و “دلبند” هم عاشق همه ی ما است. او بسیار خوشحال و تندرست است. “دلبند” بزرگ و همچنین در حال رشد است!
با احترام
“دانا”
https://www.facebook.com/media/set/?set=a.10150732390234783.463806.212270544782&type=3
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/04/120409_l72_dog_story_vid.shtml