گاما دختر، متولد بهمن 1390
من هنگامی به پناهگاه آمدم که شماری از روستائیان خانوادهام را کشته و مرا به سختی زخمی کرده بودند. دست چپم را که در اثر ضرب و شت...
ابرک دختر،متولد سال 1393
من ابرک خانوم هستم. دختر مهربان و باوقار پناهگاه که در زمین های فنس کشی محوطه بیرونی ساکن هستم. اوایل که به پناهگاه آمده بودم به ...
ببری پسر، متولد سال 1389
من ببری هستم و حدودا پنج سالی میشه که ساکن پناهگاه هستم. اوایل خیلی ترسو و گوشه گیر بودم اما الان خیلی بهترم و حتی بعضی مواقع با ...
شانا
ماده
عقیم
حدود پنج ساله
وزن حدود ۲۳ کیلو
یک چشمش بر اثر ضربه ناشی از تصادف نابیناست.
پشتیبان مهربان او آقای فرزاد عزیزی است.
...