0 Items

19 مرداد 1391

امروز – ۱۳مرداد روز شلوغی بود. توی شهر توقف کردیم تا برای مادرهای شیرده و توله‌ها غذا بخریم. ما اولین کسانی بودیم که وارد پناهگاه شدیم و شروع به آماده کردن غذاها کردیم. خودمان هم کمی‌ چای و بیسکوییت خوردیم و سرگرم کار شدیم.

غذا دادن به توله‌ها را تازه شروع کرده بودیم که بقیه کم کم از راه رسیدند. داوطلب‌ها را به چند گروه تقسیم کردیم و رسیدگی به سگ‌ها آغاز شد. هر سگ یک آمپول و ۲-۳ تا قرص انگل میخورد و داروی ضّد کک و کنه دریافت میکرد. سپس این سگ‌ها با اسپری رنگی‌( که در اصل اسپری ضّد عفونت است) علامتگذاری می‌شدند تا از بقیه تشخیص داده شوند. روز بلندی بود و ما حداقل کارهای ۲۰۰ سگ را انجام دادیم .

شیدا و تیم وفا

Related Posts

سپاسگزاری از خانم شراره پورآرین... 9 آذرماه 1389 همکاری خانم شراره پور آرین با پناهگاه وفا سابقه‌ای طولانی دارد.  او  به علت نزدیکی‌ تحصیلاتش با مسائل پزشکی‌ با پرستاری و درمان آشنایی...
یک نامه سرگشاده دیگر 8 مرداد 1391 زتعارف کم کن و بر مبلغ افزا تا جایی‌ که یادم میاد رسم ما مردم تو ایران این بوده و هست که فقط حرمت چار دیواری خودمون و خانوادمونو داشته ...
آهای با تو هستم 24 فروردین 1392 آهای با تو هستم آهای با تو هستم، با تو تویی که نمیدانم چه بنامم تو را تو خود بگو کیستی؟ آهای با تو هستم تویی که دزدانه نیمه شب 6...
Share This