0 Items

دختر، متولد 1389

من از زمانی كه توله کوچکی بودم با خانواده مهربانی زندگی می‌كردم اما با بزرگتر شدن من مشكلات آنها هم بیشتر شد و دیگر نتوانستند از من مراقبت كنند و مرا به پناهاه سپردند. آنها تا مدتی هر هفته به دیدن من می‌آمدند و من هم از دیدن آنها بسیار شاد و سرخوش می‌شدم، اما مدتی است كه دیگر به دیدن من نمی‌آیند و من خیلی دلم برایشان تنگ شده و باز هم دوست دارم آنها را ببینم.

از اینکه پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من  خانم اسماعیلی هستند بسیار شادم.

Related Posts

بنفشه دختر، متولد سال 1391 من را یاران وفای قزوین که آن زمان در پناهگاه هشتگرد فعالیت داشتند پیدا کردند و به پناهگاه آوردند . از همان بدو ورود جزو سگهای بس...
سویا دختر، متولد سال 1394 من سویا خانم هستم. دختر بسیار مهربان و آرام که ساکن محوطه بیرونی پناهگاه هستم. من جراحتی نداشتم اما بسیار لاغر و نحیف بودم . یکی...
مانی و مانیا خواهر و برادرمتولد سال 1394 ما از یک ساختمان نیمه کاره که در آنجا رها شده بودیم نجات پیدا کردیم و به پناهگاه سپرده شدیم. اوایل که آمده بودیم سگهای بس...
مهر دختر،متولد سال 1393 من مهر هستم و به همراه خواهرم ماه از ساكنين پناهگاه هستيم. اوايل پائيز سال 1393 بود كه من را به همراه دو خواهر ديگرم در محوطه اطر...
Share This