دختر، متولد 1389

من از زمانی كه توله کوچکی بودم با خانواده مهربانی زندگی می‌كردم اما با بزرگتر شدن من مشكلات آنها هم بیشتر شد و دیگر نتوانستند از من مراقبت كنند و مرا به پناهاه سپردند. آنها تا مدتی هر هفته به دیدن من می‌آمدند و من هم از دیدن آنها بسیار شاد و سرخوش می‌شدم، اما مدتی است كه دیگر به دیدن من نمی‌آیند و من خیلی دلم برایشان تنگ شده و باز هم دوست دارم آنها را ببینم.

از اینکه پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من  خانم اسماعیلی هستند بسیار شادم.

Related Posts

سلطان پسر، متولد سال 1390 من به همراه دو خواهرم (حنا و بيتا) از ساكنان پناهگاه هستیم و پشتیبان ما آقای فيروزبخت از یاوران كوشا و مهربان پناهگاه است كه هر ج...
بلفی دو نر، حدودا ۳ساله، پودل تریر / بلفی دو خیلی مهربان و بازیگوش است. یک خانواده او را از سایت خرید و فروش "دیوار" خریده بودند، اما به محض اینکه حیوا...
پندار دختر، متولد 1389 نام من پندار است و مرا وقتی که زخمی بودم پیدا کردند و به پناهگاه سپردند. من هم مانند خیلی دیگر از دوستانم در پناهگاه درمان و در نهای...
حکیم  پسر،متولد سال 1392 من حکیم هستم. پسری دانا و موقر و باهوش. البته نام حکیم را به دلیل این صفات بر من نگذاشته اند. من از خیابان حکیمیه واقع در شرق تهر...
Share This