0 Items

خانم استفنی جیمز ـ دوم آذر ۱۳۹۰ – والهو، کالیفرنیا

در٢٣ نوامبر٢٠١١، من یاشا رو آوردم تا در تعطیلات عید شكرگزارى ازش نگهدارى كنم. در ٢٤ نوامبر (روز عید) تصمیم گرفتم براى همیشه نگهش دارم. اون توله سگ گرد و قلمبه و بامزه ایه. من اسمشو تغییر دادم به “ایندیانا” (مثل ایندیانا جونز) چون همین دوره كوتاه زندگیش پر از ماجراهاى جالب بوده. پدر و مادر من كه از طرف من نوه اى ندارند، اونو به عنوان نوه شون میدونن!

از اونجایی كه من تمام وقت كار می كنم، ایندى رو روز ها میذارم محل نگهدارى سگها كه بتونه در طول روز بازى كنه و با سگهاى دیگه معاشرت كنه و دوست بشه. اونجا خیلى جاى جالبیه و ایندى روزهایى كه باید بره اونجا خیلى هیجانزدس.

ما در كلاس آموزش براى توله ها ثبت نام كردیم، بنابراین ایندى میتونه آداب اولیه رو یاد بگیره. انگیزه زیادى براى غذا نشون میده و راحت تربیت میشه! حاضره براى گرفتن یه دونه شیرینى هر كارى بكنه. من واقعاً سگى بهتر از این نمی تونستم بخوام. و اون ٢هفته دیگه فارغ التحصیل میشه!

ایندى با گربه سیامى ٢ ساله من “دكستر” خیلى سریع دوست شد. اونا خیلى دوست دارن با هم بازى كنن و از سروكله هم بالا برن. تماشا كردنشون خیلى جالبه كه البته معمولاً دكستر مسابقه رو میبره. اون گربه سرسختیه.

داشتن ایندیانا لذت بزرگیه. خیلى بامزه از پشت قر میده وقتى هیجانزده میشه و دوست داره به طرف هر كسى بره و محبت بگیره. خیلى دوست داره دنبال توپ تنیس بدوه، بازى طناب كشى كنه و در زیر آب آبپاش باغچه بازى كنه. اخیراً بردمش ساحل و خیلى بهش خوش می گذشت وقتى با موجها بازى می كرد و تو شن ها گودال درست می كرد! تو خونه دوست داره پتوها و بالشهاى نرم رو از رو تخت یا كاناپه بكشه و بیاره رو زمین و طورى خودشو به اونا بمالونه انگار دارن نوازشش می كنن.

خیلى این اتفاق جور در اومد كه من ایندیانا رو در روز عید شكرگزارى گرفتم، چون از این بیشتر نمی تونستم شكرگزار باشم در قبال كسانیكه كمك كردند تا یاشاى عزیز رو بیارن اینجا. اون یه توله سگ بامزه بود و داره بزرگ میشه تا بشه یه سگ فوق العاده. شما همگى كمك كردین تا براش یك زندگى بهتر بسازین، و من قول میدم كه به بهترین نحو انجامش بدم.

با تشكر و عشق زیاد

استفنی و ایندیانا – یاشا

Related Posts

وفا – راکی سابق مهرنوش نایاک -  ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ - آمریکا وقتی‌ من راکی رو پیدا کردم از شدت درد و کتکی که خورده بود، داشت زوزه می‌کشید. ۷-۸ نفرم بالا سرش جمع شده بود...
ساشا خانواده شیرازی، اسپانیا، ژانویه 2020 آقای مرتضی شیرازی و همسرش از قبل حامی مالی سگ های وفا بودند. آنها در سفرشان از اسپانیا به ایران به پناهگاه وفا...
پتی خانواده ایرانی - ۸ اسفند ۱۳۸۹- واشنگتن دی سی اگه یه نفر ساعت ۱۰ صبح از جلوی پنجره ما رد بشه یه پسر سه ساله رو می‌‌بینه که یه ساندویچ کره بادوم زم...
کرا بریتانی و الی - 23فروردین ۱۳۹۱ – سیاتل، آمریکا سلام بچه ها. اسم من کرا، قبلا آیدا بود. الان دارم از اولین سفری که با خونواده رفتم، براتون می نویسم...
Share This