0 Items

خانواده محمدی، ۴ تیر ۱۳۹۳، یوته بوری – سوئد

الان هشت ماهه که دخترمون شالیزار، اینجا پیش ما در سوئد زندگی‌ میکنه. اصلا کار راحتی‌ نیست که عشقی‌ رو که آدم به اولین حیوان خونگیش داره رو بشه توصیف کرد ولی‌ ما سعیمون رو می‌کنیم. قصه ما از روزی شروع شد که پدر و مادر من در سپتامبر ۲۰۱۳ از پناهگاه وفا بازدید کردند. به محض باز شدن در، سگی‌ به سرعت برق و باد به سمتشون دوید.

واقعا شالیزار چابکترین سگی‌ هست که ما تا به حال دیدیم. خلاصه عشق در اولین نگاه کار خودشو کرد و پدر و مادر من تصمیم گرفتند که شالیزار رو با خودشون به سوئد بیارن.به خاطر قوانین سخت دولت سوئد برای آوردن سگ از خارج از اتحادیه اروپا، انجام مراحل اداری مدتی‌ طول کشید ولی‌ بالاخره بعد از ۹ ماه، شالیزار در ماه جون ۲۰۱۴ وارد سوئد شد.

خانوم شالیزار که با اسم های دیگری مثل شالی، دخترم، خوشگل خانوم صدا می‌شه، هشت ماهه که به روال عادی زندگیش در اینجا، که ما از دیدنش لذت می بریم، حسابی‌ عادت کرده و حتی همه راه‌های مختلفی‌ که موقع قدم زدن انتخاب می‌کنیم رو خوب بلده.

شالی عاشق قدم زدن‌های ما در اطراف خونه هست. همیشه وقتی‌ ۲۰ متر به خونه راه داریم، ما قلادشو باز می‌کنیم و او به سرعت به سمت خونه میدوه و مشغول بازی‌ در حیاط می‌شه. او همچنین عاشق بازی‌ کردن در برف هست..او عاشق استخوان‌های که بهش میدیم و اسباب بازی‌ هاش از جمله خوک سوت سوتیش هست و برای مرغی که ما براش به عنوان جایزه آماده می‌کنیم از خوشحالی‌ دیوونه میشه!همه همسایه‌ها به خوبی‌ شالی رو می شناسند و هر کسی‌ وقتی‌ قصه زندگیشو میشنوه و رفتار و قیافه خوشگلشو می‌بینه، از تعجب انگشت به دهان می‌شه.هر وقت سگ دیگه‌ای بهش وق وق میکنه، با قیافه با مزه‌ای نگاشون میکنه انگار که داره میگه: “من از هشتگرد اومدم، جایی‌ که با صدها سگ دیگه زندگی‌ می‌کردم پس فکر نکنین که وق وق شما برای من کوچکترین ترسی‌ ایجاد میکنه”.

او مهربونترین، با هوشترین، مؤدب‌ترین و بهترین سگ دنیاست و کلمات از بیان اینکه ما چقدر عاشقش هستیم، قاصرند. همیشه وقتی‌ که از مدرسه یا کار به خونه میایم، او به سمتمون میدوه و با عشق شروع به لیس زدن صورت و دستهامون میکنه و قند در دل ما از این همه عشق، آب می‌شه!پناهگاه وفا یک تیکه کوچیک از بهشت هست. عشق و علاقهئ‌ که داوطلبین این پناهگاه دارند بی‌ نظیره و اگر به خاطر زحمات بسیار زیاد این داوطلبین نبود، ما نمیتونستیم دخترمونو اینجا بیاریم.

از همه داوطلبین وفا برای حمایت از ما و عشقشون به حیوانات ممنونیم.ما همچنین می‌خواهیم از فرح روان که همیشه به ما کمک کرده، سوال هامون رو جواب داده و حتی وقتی‌ که سوئد بود، به ما سر زد تشکر کنیم.

همینطور از فرح آذری به خاطر لطفی‌ که به ما داشت و وقت زیادی که برای ما گذشت و کارهای اداری و ویزیت‌های دامپزشک در ایران رو انجام داد بی‌ نهایت سپاسگزاریم.

با عشق،حمید، زهرا، شیرین، نیوشا و البته شالیزار خانوم

Source: شالیزار

Related Posts

ژنرال خانواده ایوازیان - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ - لا کرسنتا، کالیفرنیا از زمانی‌ که چشم باز کردم ما تو خونمون سگ داشتیم آخرین سگی‌ که داشتیم هشت سال پیش بود که...
پولک مارشا و استان لفتر -  ۲۰ فروردین۱۳۹۳ الدزمار، فلوریدا من و همسرم به همراه دو سگ و دو گربمون، در مریلند، حوالی دی سی زندگی‌ می کردیم و داشتیم برای انت...
نادر کارینا و داوید درتی - آبان ۱۳۹۳ - اطراف سیاتل، واشینگتن آمریکا مدتی بود که من پست های مربوط به وفا که توسط خانم فرح روان گذاشته می شد را دنبال می کرد...
شبنم سوزان آرنت،  شهریور ۱۳۹۱ ، سیاتل واشنگتن سپتامبر ۲۰۱۲، من داوطلبانه در پناهگاه حیوانات پاز  در راه بردن سگ‌ها کمک می‌کردم. یه روز یکشنبه عصر، وقتی‌...
Share This