پناهگاه وفا >> پشتیبان من باشید >> آنا

پشتیبان من باشید

با درود به شما دوستان و یاران گرامی،

پناهگاه حیوانات وفا مفتخر است كه شما دوستان عزیز را با یكی از طرح‌های حمایتی خود با عنوان "پشتیبان سگی از وفا باشید" آشنا نماید تا در صورت تمایل در انجام این کار نیک ما را یاری نمایید.

پناهگاه وفا از آغاز کار خود با وجود فراز و نشیب‌هایی كه پشت سر نهاده، همواره توانسته است با كمك حامیان و همراهان خود در زمینه کمک به جانوران، این مسیر نه چندان آسان را بپیماید و تا جایی که در توان داشته، آسایش و آرامش را برای این بهترین دوستان انسان، به ارمغان آورد. این طرح برای حمایت هر چه بهتر و آسانتر از این فرشته‌ها پیشبینی شده و در آن هر حامی حداقل مبلغ 45000 تومان و یا 20 دلار را ماهیانه بابت هزینه غذا، امور درمانی، واكسن و قرص ضد انگل و ... هر قلاده سگ (که به اتنخاب خود، از میان سگهای پناهگاه برمیگزیند) پرداخت خواهد نمود.

شایسته یادآوری است که هزینه نگهداری از هر سگ‌ در طرح حمایت قلاده‌ای پیشین، که تاکنون در پناهگاه اجرا میشد مبلغ ۲۵۰۰۰ تومان در نظر گرفته شده بود که پس از حذف یارانه‌ها و بالا رفتن شدید قیمت‌ها در پی شرایط ویژه اقتصادی، به ٤۵۰۰۰ تومان افزایش یافت. ولی‌ با این همه، هنوز هم مبالغ کمتر را از شما یاران همیشگی پذیرا هستیم چرا که از گذشته‌های دور گفته‌اند: "هر چه از دوست رسد نیکوست".

در این طرح شما می توانید با مراجعه به تارنمای "کانون دوستداران حیوانات" به نشانی www.vafashelter.com و کلیک بر روی نشانه "پشتیبان من باشید"، سگ مورد نظر خود را انتخاب نمائید و با فرستادن یک ایمیل که نام، نام خانوادگی، شماره تلفن و محل زندگی خود و نام سگ(های) مورد نظر خود را در آن گنجانده‌اید به یاوران ما که نامشان در پی آمده، سگ(ها) را پشتیبان باشید.

سرکار خانم هنگامه سمیع‌فر: S_hengame78@yahoo.com
سرکار خانم ملیحه قلی‌نیا: 
Malaani_nikoo@yahoo.com

شما میتوانید در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر آزادانه و هرگاه که بخواهید یا آنها مكاتبه نمائید.

امید است كه با طرح فوق و با یاری و حمایت همیشگی شما حامیان عزیز، پناهگاه وفا در ارائه هر چه بهتر خدمات به میهمانان باوفای خود بهتر و موفق‌تر عمل نماید

با سپاس از همراهی شما.

گروه وفا.

آنا

ana-s

آنا
دختر
متولد سال 1392

من آنا هستم با گذشته ای دردناک. من ساکن محلی بودم که مخصوص تخلیه نخاله های شهرداری بود. تنها شانس آن زمان من این بود که یکی از دواطلبین مهربان پناهگاه وفا در آن محل به من غذا می داد. مامورین شهرداری با من رفتار خوبی نداشتند و پس از زایمان که صاحب نه تا توله زیبا شدم این رفتار بد، بدتر هم شد . حامی مهربانم آرمین همچنان به من و بچه ها غذا رسانی می کرد اما روزی مامورین شهرداری به سراغ ما آمدند و توله هایم را کشتند. بعد از آن واقعه شوم آرمین باز برای غذا رسانی آمد و اوضاع من را دید. من هم خودم بسیار ناتوان شده بودم و جراحاتی جدی برداشته بودم بطوریکه آرمین به همراه یار مهربان دیگری ایلیا همان جا در میان آن آشغالها مشغول به مداوای من شدند و بعد از انجام کارهای اولیه من را به پناهگاه آوردند. اما روزهای بد دیگر گذشته و من در ساختمان قرنطینه پناهگاه با دیگر دوستانم ساکن هستم و از این بابت هم بسیار خشنودم. تا پایان عمرم از ناجی مهربانم سپاسگزارم. اما خاطرات بدی که داشته ام باعث شده که خیلی دیر به آدمها اعتماد کنم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم رهبر" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.