پناهگاه وفا >> پشتیبان من باشید

پشتیبان من باشید

با درود به شما دوستان و یاران گرامی،

پناهگاه حیوانات وفا مفتخر است كه شما دوستان عزیز را با یكی از طرح‌های حمایتی خود با عنوان "پشتیبان سگی از وفا باشید" آشنا نماید تا در صورت تمایل در انجام این کار نیک ما را یاری نمایید.

پناهگاه وفا از آغاز کار خود با وجود فراز و نشیب‌هایی كه پشت سر نهاده، همواره توانسته است با كمك حامیان و همراهان خود در زمینه کمک به جانوران، این مسیر نه چندان آسان را بپیماید و تا جایی که در توان داشته، آسایش و آرامش را برای این بهترین دوستان انسان، به ارمغان آورد. این طرح برای حمایت هر چه بهتر و آسانتر از این فرشته‌ها پیشبینی شده و در آن هر حامی حداقل مبلغ 45000 تومان و یا 20 دلار را ماهیانه بابت هزینه غذا، امور درمانی، واكسن و قرص ضد انگل و ... هر قلاده سگ (که به اتنخاب خود، از میان سگهای پناهگاه برمیگزیند) پرداخت خواهد نمود.

شایسته یادآوری است که هزینه نگهداری از هر سگ‌ در طرح حمایت قلاده‌ای پیشین، که تاکنون در پناهگاه اجرا میشد مبلغ ۲۵۰۰۰ تومان در نظر گرفته شده بود که پس از حذف یارانه‌ها و بالا رفتن شدید قیمت‌ها در پی شرایط ویژه اقتصادی، به ٤۵۰۰۰ تومان افزایش یافت. ولی‌ با این همه، هنوز هم مبالغ کمتر را از شما یاران همیشگی پذیرا هستیم چرا که از گذشته‌های دور گفته‌اند: "هر چه از دوست رسد نیکوست".

در این طرح شما می توانید با مراجعه به تارنمای "کانون دوستداران حیوانات" به نشانی www.vafashelter.com و کلیک بر روی نشانه "پشتیبان من باشید"، سگ مورد نظر خود را انتخاب نمائید و با فرستادن یک ایمیل که نام، نام خانوادگی، شماره تلفن و محل زندگی خود و نام سگ(های) مورد نظر خود را در آن گنجانده‌اید به یاوران ما که نامشان در پی آمده، سگ(ها) را پشتیبان باشید.

سرکار خانم هنگامه سمیع‌فر: S_hengame78@yahoo.com
سرکار خانم ملیحه قلی‌نیا: 
Malaani_nikoo@yahoo.com

شما میتوانید در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر آزادانه و هرگاه که بخواهید یا آنها مكاتبه نمائید.

امید است كه با طرح فوق و با یاری و حمایت همیشگی شما حامیان عزیز، پناهگاه وفا در ارائه هر چه بهتر خدمات به میهمانان باوفای خود بهتر و موفق‌تر عمل نماید

با سپاس از همراهی شما.

گروه وفا.

پشتیبان من باشید


دابی

dabi

دابی
پسر، متولد 1393

من دابی هستم یک پسر اشپیتز که گذشته سختی را در جنوب ایران در بندرعباس تجربه کرده ام. یک آدم مهربان دلش برای من سوخت و من را از بندرعباس به مهرشهر کرج آورد اما در کرج هم نزد خانواده ای بودم که شرایط نگهدرای من را نداشتند. راستش خانم خانواده با حضور من موافق نبود و یک شب تهدید کرد یا من را از خانه خارج کنند یا من را در خیابان رها خواهند کرد. شب ترسناکی بود اما پایان خوشی داشت خانم آذری مهربان آمد و من را از آنها تحویل گرفت و بالاخره روزهای خوب زندگی من شروع شد. روزهای اول اونقدر می ترسیدم که با کوچکترین صدایی لرزه به تنم می افتاد و اصلا دوست نداشتم تنها باشم اما به مرور با محبتهایی که دیدم و احساس آرامشی که دریافت کردم کلی اعتماد به نفس پیدا کردم و کلا تبدیل شدم به یک سگ نگهبان که با شنیدن هر صدایی و با دیدن هر غریبه ای کلی هاپ هاپ می کردم. الان هم ساکن محوطه بیرونی پناهگاه هستم. و چنان اعتماد به نفسی دارم که سر و دمم را بالا می گیرم و در اطراف پناهگاه گشت میزنم و همه محوطه را بازرسی می کنم.

 
یونیک

unique

یونیک
دختر، متولد سال 1393
من دختر آرام و بسیار زیبا و کوچک اندام پناهگاه هستم. مدتی را در منزل شخصی ساکن بودم اما متاسفانه بنا به دلایلی که من هیچوقت از آنها سر در نیاوردم من را به پناهگاه آوردند. اما الان ناراحت نیستم با اخلاق خیلی خوبی که دارم با همه سگها دوست شده ام و با آنها کلی بازی می کنم اما با دیدن انسانهای تازه کمی احتیاط می کنم و خیلی زود به آنها اعتماد نمی کنم.

 
جف

jef

جف
پسر، متولد سال 1392
من در کوچه پس کوچه های اطراف کرج پرسه می زدم غافل از اینکه هر لحظه در خطر کشته شدن توسط شهرداری بودم. تا اینکه کسی برای من در شبکه های اجتماعی آگهی درست کرد که بیایید و این سگ را از این محله که کاملا هم مسکونی بود نجات دهید. در نهایت به همت خانم محمودی مهربان که از یاران وفا هستند من به منزل ایشان رفتم و مدتی را هم در آنجا ساکن بودم. با آدمها خوبم در حدی که خیلی احساس نزدیکی نکنند دوست دارم که توسط آنها نوازش بشوم اما اگر خیلی سر به سرم بگذارند شاید آنها را به یک گاز جانانه میهمان کنم . اگر از خلقیات بیشتر من می خواهید آگاه شوید تشریف بیاورید پناهگاه و من را از نزدیک ببینید. قطعا پسری جذاب و بسیار جدی و مهربان را خواهید دید.

 
سویا

soya

سویا
دختر، متولد سال 1394
من سویا خانم هستم. دختر بسیار مهربان و آرام که ساکن محوطه بیرونی پناهگاه هستم. من جراحتی نداشتم اما بسیار لاغر و نحیف بودم . یکی از داوطلبین وفا من را به پناهگاه آورد و من هم ساکن پناهگاه شدم . سگی مثل من که روزهای سختی و گرسنگی را پشت سر گذاشته است واقعا از بودن در پناهگاه لذت می برد و متوجه می شود که در چه بهشتی زندگی می کند. از شما انسانهای مهربان می خواهم که به دوستان دیگر من که به اندازه من خوش شانس نبوده اند و در شهرها و حاشیه های شهر زندگی می کنند تا جاییکه می توانید غذارسانی کنید. مطمئن باشید آثار محبت شما به آنها با قدرتی چندین برابر به شما باز می گردد.

 
مرسده

mersedeh

مرسده
دختر، متولد سال 1390
من مرسده هستم. من هم جز ده ها توله ای بودم که اطراف پناهگاه رهایم کرده اند. اما من خیلی خوش شانس بودم که تمام دوران تولگی ام را در منزل یکی از مهربانترین های وفا یعنی خانم آذری گذرانده ام. وقتی حسابی بزرگ شدم و تمام واکسنهایم را دریافت کردم به پناهگاه آمدم و از همان روز اول با محیط پناهگاه خیلی راحت وفق پیدا کردم و در این چند سال زندگی خوب و شادی را در پناهگاه سپری کرده ام. اگر از پناهگاه بازدید داشته باشید حتما من را هم در محوطه بیرونی پناهگاه خواهید دید.

 
مانی و مانیا

mani and mania

مانی و مانیا
خواهر و برادر
متولد سال 1394

ما از یک ساختمان نیمه کاره که در آنجا رها شده بودیم نجات پیدا کردیم و به پناهگاه سپرده شدیم. اوایل که امده بودیم سگهای بسیار ترسویی بودیم و اصلا به کسی اعتماد نمی کردیم اما به مروز با دیدن آدمهای مهربان پناهگاه فهمیدیم که باید دیدمان را نسبت به آدمها تغییر بدهیم همه مثل آنهایی که قبلا ما را در آن ساختمان آزار می دادند نیستند . ما از همان دوران همیشه با هم بودیم و الان هم هر دو از ساکنان زمین شماره یک پناهگاه هستیم. برای همین هم در این صفحه هم کنار همدیگر قرار گرفته ایم و خوشحال خواهیم شد تا مهربانی حامی هر دوی ما باشد.

 
آیرا

ayra

آیرا
دختر، متولد سال 1392

من آیرا هستم، دختر زیبایی که گذشته سختی داشته ام. وقتی توله کوچکی بودم تصادف سختی کردم و روزهای سختی را میگذراندم که خوشبختانه یک انسان مهربان من را پیدا کرد و پس از انجام جراحی اجازه داد دوران نقاهت را در کنار او بگذرانم تا کامل خوب بشوم . اما مشکلی که سگهای هم نژاد من دارند این است که تا توله و کوچک هستیم مشکلی نداریم اما همین که قد می کشیم و بزرگ می شویم در آپارتمان های کوچک امروزی نمی توانیم زندگی کنیم . بنابراین من هم برای زندگی بهتر و راحتتر به پناهگاه سپرده شدم. الان در سلامت کامل هستم و خوشحالم که در کنار دیگر دوستانم در پناهگاه زندگی می کنم. من از طرف همه سگها از شما انسانهای مهربان خواهش می کنم وقتی سگ تصادفی یا بیماری سر راه شما قرار میگیره نسبت به او بی تفاوت نباشید. اگر من الان سگ سالم و بزرگی شده ام به لطف آن مهربانی است که من را در زمان جراحت یاری داده است.

 
ژانت

janet-s

ژانت، دختر
متولد 1389
من ژانت هستم. خانم محترمی که هرازگاهیی از اینکه گاز بگیرم بدم نمی آید. کلا سگهایی که هیچوقت کسی را گاز نمی گیرند به نظرم کمی عجیب هستند . من به دلیل مشکل وجود ساچمه در یکی از پاها خیلی در رنج و عذاب بودم اما خوشبختانه با کمک یاران وفا عمل شدم و پس از خارج شدن ساچمه از پا و سپری شدن دوران نقاهتم الان بهبود پیدا کرده ام و از تمام مهربانانی که در این مدت به من کمک کرده اند بسیار سپاسگزارم اما باز میگم دلیل نمیشه حتی بعضی وقتها آنها را گاز نگیرم.

پشتیبان مهربان من "جناب آقای فرزان" هستند و من از این بابت بسیار خرسندم.

 
دوناتلا

dunatella-s

دوناتلا، پسر
متولد 1393
من دوناتلا هستم. پسری قوی و تنومند اما وقتی به پناهگاه سپرده شدم از بیماری جرب شدیدی رنج می بردم . اصلا زیبایی فعلی را نداشتم. بیماری من پیشرفت زیادی کرده بود و طول درمان من خیلی طول کشید اما خوشبختانه در نهایت نشانه هایی از بهبودی در من پیدا شد و در نهایت درمان شدم اما همچنان باید تحت نظر باشم و به همین دلیل هنوز ساکن ساختمانه قرنطینه هستم.

من از اینکه حامی مهربانی چون"سرکار خانم سروناز" دارم بسیار شاد و سپاسگزار هستم.

 
اسپی

espi-s

اسپی، پسر
متولد 1394
من اسپی هستم. پسری بازیگوش که وقتی به پناهگاه آمدم جراحت زیادی داشتم و شدت جراحت درحدی بود که نهایتا پس از عمل جراحی یکی از دستهایم را از دست دادم. دوران نقاهت را در پناهگاه سپری کردم و در نهایت بهبودی حاصل شد اما به قیمت از دست دادن یکی از دستانم. ولی خبر خوب اینکه من در حال حاضر زندگی طبیعی خود را در پناهگاه دارم و خوشبختانه با آسیب جدی که دیدم از پس خود بر می آیم. از زندگی کردن در پناهگاه هم بسیار راضیم و هر زمان که به پناهگاه آمدید به من هم سری بزنید و از دیدن من قطعا پشیمان نخواهید شد.

از اینکه پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من "سرکار خانم نیلوفر" هستند بسیار شادم.

 
ببری

babri-s

ببری، پسر
متولد سال 1389
من ببری هستم و حدودا پنج سالی میشه که ساکن پناهگاه هستم. اوایل خیلی ترسو و گوشه گیر بودم اما الان خیلی بهترم و حتی بعضی مواقع با لیش و قلاده و با همراهی دواطلبین پناهگاه در محوطه اطراف پناهگاه گردش میکنم. در مجموع پناهگاه را خیلی دوست دارم و ازاینکه خوش شانس بودم و روزگار خود را در پناهگاه می گذرانم بسیار راضی هستم. اگر به پناهگاه آمدید حتما من را هم در زمین شماره یک پناهگاه فراموش نکنید.

از اینکه حامیان مهربان من "سرکارخانمها، پونه و رایکا" هستند بسیار شادم.

 
رامش

ramesh-s

رامش، دختر
متولد سال 1393
من رامش هستم . دختر بسیار آرام و در عین حال بسیار ترسو که ساکن زمین یک هستم. خاطرات بدی که در گذشته داشته ام باعث شده است با وجود اینکه در پناهگاه کلی عشق و امنیت دریافت کرده ام هنوز به راحتی اطمینان نکنم. اما داوطلبین پناهگاه برای من نقشه هایی دارند و قرار گذاشته اند هر دفعه یکی در کنار من مدتی بنشیند و وقت بگذارد تا حس اعتماد من به ادمها بر گردد. البته من هم کم کم متوجه شده ام آدمهایی که در اینجا حضور دارند با آنهایی که قبلا من دیده ام متفاوت هستند .

از اینکه پشتیبان مهربان و نازنین من "سرکار خانم آزاده" هستند بسیار شادم.

 
آرمان

arman-s

آرمان، پسر
متولد سال 1394
من آرمان هستم. الان پسر قوی هیکل و سالمی هستم که در محوطه بیرونی پناهگاه ساکن شده ام. من وقتی توله کوچکی بودم در اطراف پناهگاه رها شدم. اتفاق ناخوشایندی که برای خیلی از توله ها می افتد و همین باعث میشود که خیلی از توله ها عمر زیادی نداشته باشند اما من خوش شانس بودم و از بچگی قویتر از دیگر توله ها بودم با وجود چند بار مریض شدن در پناهگاه در نهایت جان سالم به در بردم و الان هم بسیار شاداب در خدمت شما هستم.

از اینکه پشتیبان مهربان و گرامی من "جناب آقای فریدون" هستند بسیار شادم.

 
عرفان

erfan-s

عرفان، پسر
متولد سال 1393
من عرفان هستم . پسری بسیار قوی و یک سگ نگهبان به معنای واقعی. در یکی از زمین های محوطه بیرونی ساکن هستم. اوایل نسبت به هر غریبه ای حساس بودم و اصلا روی خوش به کسی نشان نمی دادم اما با کمک داوطلبین وفا الان خیلی آرامتر و اجتماعی تر شده ام . در ضمن دوست صمیمی من در پناهگاه جان سیلور است که او هم مثل من در همین صفحه حضور دارد. اگر به پناهگاه آمدید حتما با ما هم دیداری داشته باشید.

اکنون پشتیبان مهربان و نازنین من سرکار خانم "آوا آزمون" هستند و من بسیار شادم.

 
نوبا

noba-s

نوبا، دختر
متولد سال 1394
من نوبا هستم. دختری بسیار زیبا و ارام که در محوطه بیرونی پناهگاه ساکن هستم. من در اطراف پناهگاه رها شدم دقیقا مثل خیلی از دوستانم که همینگونه جزء  ساکنان پناهگاه شده اند. اما من دوران تولگی را از سر گذرانده بودم و خوشبختانه در پناهگاه به بیماری و مشکلی برخورد نکردم. الان هم قلمرو خودم را دقیقا مقابل آشپزخانه انتخاب کرده ام. کلا اگر سگ ساکن پناهگاه باشید می دانید که قلمرو مقابل آشپزخانه چقدر ارزش دارد و تا چه میزان هیجان انگیز است. خلاصه اینکه وعده دیدار ما در پناهگاه مقابل درب آشپزخانه.

پشتیبانان مهربان من "سرکار خانم مروارید و آقای شایان" هستند و من از این بابت بسیار شادم.

 
نیلوفر

niloofar-s

نیلوفر، دختر
متولد سال 1392
من نیلوفر از دختران زیبای زمین شماره یک هستم . دختری هستم بسیار آرام و متین و بسیار خجالتی . با دوستانم در محوطه خودم هیچ مشکلی ندارم و در کنار آنها به راحتی زندگی می کنم اما همچنان از تغییر محیط و دیدن آدمهای جدید احساس رضایت نمی کنم. برای همین داوطلبین وفا وقت بیشتری با من سر می کنند تا من از این حالت بیرون بیایم و مثل خیلی از دوستانم اجتماعی تر بشوم. قطعا اگر حامی مهربانی داشته باشم که هر هفته به دیدن من بیاید و وقت بیشتری با من سر کند نتیجه رفتار و روحیات من بهتر خواهد شد.

من خیلی خوشحالم که "سرکارخانم سارا" پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من هستند.

 
لکه

lakeh-s

 

لکه، دختر
متولد سال 1394

من هم در دوران تولگی ام به پناهگاه سپرده شدم اما خوش شانس بودم و چند ماه اول را که خیلی کوچک و آسیب پذیر بودم را در منزل یکی از داوطلبین مهربان پناهگاه گذاشتم . چون خیلی کوچک بودم لکه سیاه رنگ صورتم بسیار خودش را نشان می داد و برای همین اسم من را لکه گذاشتند . الان هم از سگهای بسیار شیطان و بازیگوش پناهگاه به حساب میام و از بودن در کنار دوستانم در پناهگاه بسیار راضی و خوشحالم .

از اینکه پشتیبان نازنین و مهربان من "سرکار خانم گل اندام" هستند بسیار شادم.

 
نیکو

nikoo-s

نیکو، دختر
متولد سال 1394

من نیکو هستم . دختری آرام و مهربان که مانند خیلی از دوستانم وقتی توله کوچکی بودم به پناهگاه سپرده شدم . حتی در همان دوران کودکی به بیماری پاروو هم دچار شدم. اما شانس با من یار بود و به یاری یاران وفا و بانوی مهربان دیگری که از من نگهدای می کردند مداوا شدم . دوران سختی بود ولی من مقاومت کردم و آن روزهای سخت را پشت سر گذاشتم . در حال حاضر جر سگهای محوطه بیرونی هستم و با دوستانم در پناهگاه روزگارم را می گذرانم .

از اینکه پشتیبان مهربانم "جناب آقای فرید" هستند بسیار شادم.

 
بنفشه

banafsheh-s

بنفشه، دختر
متولد سال 1391

من را یاران وفای قزوین که آن زمان در پناهگاه هشتگرد فعالیت داشتند پیدا کردند و به پناهگاه آوردند . از همان بدو ورود جز سگهای بسیار آرام و مهربان پناهگاه بودم و هیچوقت با سگ دیگری درگیری پیدا نکرده ام . من هم از ساکنین محوطه بیرونی هستم و اتفاقا قلمرویی که برای خودم انتخاب کردم بسیار بی نظیر است . محل زندگی من دقیقا مقابل درب آشپزخانه است . می توانید تصور کنید که چه محل زندگی هیجان انگیزی دارم .

از اینکه پشتیبان زیبا و مهربان من "سرکار خانم بنفشه" هم نام من هستند بسیار شادم و افتخار میکنم.

هم نامی پشتیبانم با من را به فال نیک گرفته و آرزو میکنم روزی هر دو کنار دریا با هم بخوانیم: بنفشه، بنفشه دریا کنار اومد ... 

 
بلور

boloor-s

بلور، دختر
متولد سال 1392

من بلور خانم هستم . از سگهایی که از گیلان آمده ایم و اکثرا از زندگی سخت و گذشته پر از رنج ما با خبر هستند. اما من دیگر نمی خواهم از آن دوران صحبت کنم . چیزی که مهم است این است که در حال حاضر همه با هم در پناهگاه وفا زندگی آرام و خوشی را می گذرانیم.

از اینکه اینقدر خوش شانسم که پشتیبانان مهربانی چون "سرکار خانمها نوری و مژده" دارم بسیار شادم.

 
آقا شیر

agha shir-s

آقا شیر، پسر
متولد سال 1390

من آقا شیر هستم و من هم از سگهای گیلانم . حامیان مهربانی که از رشت پیگیر کارهای ما بودند به دلیل اینکه بسیار جدی و در عین حال احساس رهبری بر دیگر سگها را داشتم من را آقا شیر نامیدند و من هم به این اسم عادت کردم. یادم می آید در بدو ورود به پناهگاه هم همین احساس را داشتم و اجازه نمی دادم کسی به من نزدیک شود . حتی قلاده ای که به من بسته بودند و محکم بود را اجازه نمی دادم تا باز کنند. خاطر هست که کلی وقت داوطلبین وفا را گرفتم تا آنها یواش یواش به من نزدیک شوند و قلاده مزاحم را باز کنند. البته آن روزها به دلیل خاطرات بد گذشته ام به کسی اطمینان نمی کردم اما حالا بیایید و ببینید که چقدر هم با همه سگها دوستم و هم داوطلبین و کارکنان پناهگاه را بسیار دوست دارم .

از اینکه پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من "سرکار خانم ساقی" هستند بسیار شادم.

 
لیلو

liloo-s

لیلو، دختر
متولد سالی 1394
من و خواهرم وقتی که خیلی کوچک بودیم به پناهگاه سپرده شدیم . متاسفانه به دلیل آسیب پذیر بودن ما در تولگی خواهرم در پناهگاه پر کشید و من هم مریض شدم اما یکی از داوطلبین مهربان پناهگاه من را به خانه اش برد و در آنجا درمان شدم و پس از بهبودی کامل و دریافت واکسن های مورد نیازم به پناهگاه برگشتم . خوشبختانه در حال حاضر اوضاع خوبی دارم و مشکلی هم ندارم.

اکنون پشتیبان مهربان من "سرکار خانم یزدانی" نازنین هستند و من بسیار شادم.

 
زورو

zoro-s

زورو، پسر
متولد سال 1394
من پسر تمام سیاه پوش پناهگاه هستم که به همین دلیل نام زورو را برای من انتخاب کرده اند. دقیقا مثل زورو بی باک و سرزنده و فعالم . خلاصه اگر جایی نیاز به کمک داشتید و قهرمانی چون زورو را نیاز داشتید کافی است به پناهگاه وفا سر بزنید . من در خدمت شما خواهم بود .

از اینکه پشتیبان مهربان و نازنین من "سرکار خانم لالا" هستند بسیار شادم.

 
جیا

jia-s

جیا، دختر
متولد 1392
من به همراه دو خواهرم تیا و میا در پناهگاه زندگی می کنیم . دختران زیبایی هستیم که با زیبایی و متانت خود کلی دلربایی می کنیم . اگر زمانی به پناهگاه تشریف آوردید حتما به دیدار ما سه خواهر زیبا بیایید . هم ما از دیدن شما بسیار خوشحال خواهیم شد و هم شما قطعا از بودن در کنار ما پشیمان نخواهید شد.

من از اینکه پشتیبان مهربانی چون "سرکار خانم لالا" دارم بسیار شادم.

 

 
میا

mia-s

میا، متولد سال 1392
دختر
من و دو خواهر تیا و جیا در ساختمان قرنطینه پناهگاه سکونت داریمو دخترانی زیبا و مهربان و باوقار که هیچ دردسری هم با دیگر دوستان سگمان نداریم. هم جیا و هم تیا هم در صفحه پشتیبان من باشید حضور دارند . شما می توانید کل حانواده ما را در این صفحه ببینید.

از اینکه پشتیبان مهربان و گرامی من "جناب آقای پیام" هستند بسیار شادم.

 
بانی

bonni-s

بانی، دختر
متولد سال 1394
من سگ بالغی بودم که به پناهگاه سپرده شدم و خوشبختانه مثل خیلی از دوستان کوچولویم آسیب پذیر نبودم. خانمی که من را به پناهگاه سپرد اسم بابی را برای من انتخاب کرده بود اما من دختر بودم و برای همین در پناهگاه نام من دخترانه شد و بانی صدایم کردند. راستش خودم هم از اینکه اسم دخترانه ای داشته باشم خیلی خوشحالترم.
از اینکه پشتیبانی مهربانم "سرکار خانم ساحل طاری" هستند بسیار شادم.
 
صبور

saboor-s

صبور
پسر
متولد 1392
 من با بدنی رنجور و زخمی ودنده هایی بیرون زده و دستهایی متورم و پر از عفونت در جاجرود درگوشه ای بی پناه افتاده بودم که ناجی مهربانم من را نجات داد و به دست یاران وفا سپرد. به کلینیک دامپزشکی منتقل شدم و تحت نظارت یاران وفا قرار گرفتم . سرم تراپی و درمان با آنتی بیوتیمک آغاز شد و از طرفی هم غذاهای مقوی به من داده شد تا وضعیت جسمانی ام کمی بهبود یابد. بعد از مدتی مورد عمل جراحی قرار گرفتم . عفونت و زخم های دستم به حدی بود که چاره ای جر قطع کردن نبود. اما بعد از عمل جراحی روز به روز بهتر شده ام و اوضاعم رو به بهبود است. به دلیل صبر و تحمل زیادی که در برابر سختی ها داشته ام نام من را صبور گذاشته اند و من هم خودم این اسم را خیلی دوست دارم. از بدو امر حامیان مهربانی در کنار من بودند و هنوز هم حضور دارند . بانویی مهربانی به نام دایانا از آمریکا و آقای مهربان دیگری به نام میلاد از ایران.

 
لولک

lolek-s

لولک
دختر متولد 1394

من لولک هستم برادر بولک. دیگه داستانم را نمیگم چون دقیقا شبیه بولک است. فقط این را اضافه کنم که مادر ما خیلی خوب در آرامش به ما شیر داد و در کنار حمایتهای وفا خیلی خوب بزرگ شدیم . من با بولک شرط بستم خیلی زود از نظر قد و هیکل از مادرمون هم جلو بزنیم. به هر حال من هم مانند بولک بسیار سرگرم کننده هستم. شک نکنید.

پشتیبان مهربان من "سرکار خانم اشرف. الف" هستند و من بسیار سپاسگزار و شادم.

 
پشمک

pashmak-s

پشمک
دختر
متولد سال 1392

الان پشمالو و خوشگل هستم و به همین دلیل اسم پشمک برای من انتخاب شده است. اما در بدو ورودم جرب شدیدی داشتم. اما خوشبختانه با مراقبتهای مناسب جرب من خوب شد و الان شدم این دخترک پشمالویی که می بینید. خیلی خوش اخلاق و بازیگوش هستم و دوست صمیمی من در پناهگاه کیزی است. البته دوستان صمیم دو پا هم خیلی دارم.

از اینکه پشتیبان مهربانم "سرکار خانم سحر" هستند بسیار شادم.

 
فریال

feryal-s

فریال
دختر
متولد سال 1393
من فریال هستم. دختری زیبا و مهربان. من در خانواده ای زندگی میکردم که مادر خانه من را خیلی دوست داشت اما پدر خانواده از بدو ورودم با حضور من مخالف بود. داستانهای مفصلی را از سر گذراندم . اما هر چه بود روزهای خوبی نبود و در نهایت به تازگی میهمان پناهگاه وفا شده ام. اما در عوض اینجا همه من را دوست دارند و هیچکس مخالف حضور من نیست . من هم از بودن در کنار دوستانم بسیار خرسندم.

از اینکه پشتیبان مهربانی چون "سرکار خانم مانا.غ" دارم بسیار شادم.

 
پنی

penny-s

پنی
دختر
متولد سال 1392

من پنی هستم. دختری که دقیقا از دهن شیر بیرون آمدم. من و تعدادی دیگر از دوستانم را شهرداری گرفته بود و پشت یک وانتی راهی ناکجا آباد بودیم. فقط شانس آوردیم که خانم طلایی مهربان متوجه ما در پشت وانت شد. ماشین ما را تعقیب کرد و در نهایت پس از طی ماجراهایی بسیار زیاد موفق شد همه ما را نجات بده و به جای سر در آوردن از آن دنیا از پناهگاه وفا سر درآوردیم. بعدا متوجه شدیم که چه خطری را از سر گذراندیم . خطری که همیشه و همه وقت در کمین دوستان ما در شهرهای مختلف است. از اخلاقم هم بخوام برای شما تعریف کنم باید بگم بسیار مهربانم و عاشق اینم که ساعتها مورد نوازش قرار بگیرم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم پرستو. م" هستند بسیار شادم.

 
بولک

bolek-s

بولک
پسر
متولد سال 1394

من بولک هستم و به همراه مادر و برادرم لولک در پناهگاه زندگی می کنیم. مادر من را وقتی به پناهگاه سپردن که من و لولک فارغ از هیاهوی دنیای بیرون در شکم مادرمون بودیم. مادر من بعد از آمدن به پناهگاه زایمان کرد و ما به دنیا امدیم. خلاصه به لطف یاران و کمکهای وفا من که از بدو تولدم در کنار مادر و برادرم زندگی خوبی داشته ام. لازم نیست که گوشزد کنم اگر حامی من بشوید و به پناهگاه بیایید چقدر شما را سرگرم می کنم.

پشتیبان مهربان من "سرکار خانم اشرف. الف" هستند و من بسیار سپاسگزار و شادم.

 
شایسته

shayesteh-s

شایسته
دختر متولد:سال 1392

من شایسته خانم هستم. خانمی بسیار موقر و شایسته البته به غیز از زمانهایی که هیجانزده میشوم. اگر شما را دوست داشته باشم و از دیدن شما خوشحال بشم. تمام عشق و علاقه و محبت خود را با گاز زدن شما ابراز خواهم کرد. به هر حال اگر حامی من شدید و به پناهگاه امدید حسابی گاز گازتان میکنم. مگر اینکه خودتان سر فرصت به من شیوه های دیگر محبت کردن را یاد بدهید. به امید دیدار و گاز

از اینکه پشتیبان مهربانم "سرکار خانم س. معنوی" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
متین

matin-s

متین
پسر
متولد سال 1391

من متین هستم و واقعا این اسم برازنده من می باشد. پسری هستم بسیار متین و موقر و جدی که در کنار تمام این صفات مهربانی را هم باید به آن اضافه کنید. از ساکنین محوطه بیرونی هستم . هم با سگها و هم با آدمها رابطه بسیار خوبی هم دارم.

پشتیبانان مهربان من "خانمها مریم و ثمینه" هستند.

 
مزدا

mazda-s

مزدا
پسر
متولد سال 1390
من مزدا هستم . پسری که در حال حاضر مشکلی ندارم و جز قلدرهای پناهگاه به حساب میام. اما وقتی توسط یاران وفا نجات داده شودم از سدت جرب زیاد بدنم پر از عفونت و زخمهای خونی بود. یادم می آید مهربانی که در جستجوی من آمده بود دو ساعت تمام به دنبال من بود و بعد من را حوالی جاده مخصوص کرج در کنار یکی از نمایندگی های مزدا پیدا کرد و برای همین نام من را هم مزدا گذاشت.

پشتیبان مهربان من هم‌اکنون "خانم سارا ف" هستند.

 
لی لی

lili-s

لی لی
دختر
متولد سال 1391
من و خواهرم دنا وقتی توله های کوچکی بودیم به پناهگاه سپرده شدیم و مدتی در محوطه بیرونی ساکن بودیم و بعد به زمین شماره دو منتقل شدیم. در حال حاضر هر دو خواهر ساکن زمین شماره دوم هستیم و با دیگر دوستانمان در پناهگاه روزگارمان را میگذرانیم.

پشتیبان مهربان من هم‌اکنون "خانم الهام گ" هستنذ.

 
شروین

shervin-s

شروین
پسر
متولد سال 1393

من شروین هستم پسری شیطان ولی بسیار مهربان. دندانهایم به دلیل آسیبهای قبلی مشکلاتی دارد اما این مشکلات در حدی نیست که من نتوانم زندگی عادی خود را داشته باشم . خصوصا که غذای پناهگاه هم غذای سوپ مانندی است و من اصلا بابت این قضیه مشکلی ندارم اما همیشه فکر میکنم اگر در خارج از پناهگاه بودم چه سرنوشتی در انتظارم بود.

پشتیبان مهربان من "سرکار خانم فرحناز نادریان" هستند و من بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
بتی

betty-s

بتی
دختر
متولد سال 1392
من و برادرم بل ساکن زمین یک هستیم . پاهای من دچار آسیب شده است اما از آنجاییکه ساکن پناهگاه هستم و در آنجا از من خوب مراقبت می گردد مشکل چندانی ندارم اما قطعا اگر با این مشکل قرار بود در محیط نا امن بیرون زندگی کنم معلوم نبود که چه بر سر من می آمد .

پشتیبان مهربان من "سرکار خانم سارا خدایی"نازنین و مهربان است و من از این بابت بسیار شادم.

 
افق

ofogh-s

افق
دختر
متولد سال 1392
من افق هستم . دختری زیبا و با قد و بالایی شایسته. جدا از همه زیبایی ها باید اخلاق خوب و مهربانی را نیز به آن اضافه کنید . من هم به همراه تعداد زیادی از دوستانم ساکن زمین شماره دو هستم و از یاران وفا بابت محبتی که به من و دوستانم دارند متشکرم.

پشتیبانان مهربان من "سرکار خانم س. معنوی" هستند و من بسیار شادم.

 
شیوا

shiva-s

شیوا
دختر
متولد سال 1393

من شیوا هستم . دختری ریز نقش که ساکن محوطه بیرونی پناهگاه هستم. بسیار مهربان و بازیگوش. هم با دوستان سگم اوقات بسیار خوشی را میگذرانم و هم از بودن در کنار انسانها بسیار لذت می برم. کافی است مرا لحظه ای نوازش کنید و آنوقت من شما را با محبت خود سرشار خواهم کرد.

پشتیبان مهربان من "خانم مریم و." هستند.

 
مَلَک

malak

مَلَک
دختر
متولد سال 1392

من ملک خانوم مهربان هستم و ساکن زمین دو می باشم . دو سالی است که به پناهگاه وفا سپرده شده ام و خوشحالم که در کنار دوستان دیگرم زندگی آرامی دارم . از بودن در کنار آدمها هم لذت می برم و به مانند خیلی از دوستانم عاشق نوازش شدن هستم.

 
فسقل

fesghel-s

فسقل
دختر، متولد 2013

من فسقل هستم . درسته الان فسقل نیستم اما وقتی سر راه پناهگاه وفا قرار گرفتم توله ای فسقلی و 7 هفته ای بودم . من را پسر نوجوانی از میدان گمرک تهران از دست فروشندگان سگ نجات داده بود. من چون نژاد خاصی نداشتم در شرایط بدی از من نگهداری می کردند و هیچ کس هم خواهان من نبود. تا اینکه پسر مهربانی من را نجات داد و پس از اینکه مدتی در خانه دواطلبان مهربان پناهگاه ساکن شدم در نهایت به پناهگاه سپرده شدم . دختر آرام و مهربانی هستم که از بودن در پناهگاه وفا بسیار رضابت دارم.

پشتیبان مهربان من خم‌اکنون "خانم مریم و." هستند.

 
دنا

dena-s

دختر
متولد سال 1391
من و خواهرم لی لی وقتی توله های کوچکی بودیم به پناهگاه سپرده شدیم و مدتی در محوطه بیرونی ساکن بودیم و بعد به زمین شماره دو منتقل شدیم. در حال حاضر هر دو خواهر ساکن زمین شماره دوم هستیم و با دیگر دوستانمان در پناهگاه روزگارمان را میگذرانیم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم انیس اویسی" هستند بسیار شادم.

 
ساچمو

sachmo-s

ساچمو
دختر
متولد سال 1393

من ساچمو هستم . دختری بسیار آرام و متین که ساکن زمین های فنس کشی محوطه بیرونی پناهگاه هستم. ناجی من و شراره یک نفر بوده است . اما هر چه شراره شیطان و پر سر و صدا است من آرام و ساکت و بی دردسر هستم . در ضمن یکی از داوطلبان مهربان پناهگاه هم به نام مهتاب عزیز را خیلی دوست دارم و صمیمیتی عمیق بین ما وجود دارد.

پشتیبان مهربان من"سرکار خانم پائولا"هستند و من بابت آن بسیار سپاسگزارم.

 
اسفندیار

esfandyar-s

اسفندیار
پسر
متولد 1385
من اسفندیار هستم . سگ پیری که به تازگی به پناهگاه آمده م. من زخمی و درمانده در حوالی چیتگر تهران افتاده بودم و از شدت درد و ترس از آدمها خودم را در جوی آبی مخفی کرده بودم. خوشبختانه یاران مهربان وفا به کمکم آمدند و من را بردند . مدتی در تهران در بیمارستانی بستری شدم و بعد از کمی بهبود به پناهگاه آمدم و در آنجا مورد مراقبت قرار گرفتم . در بدو امر نمی توانستم را ه بروم . اما خوشبختانه مدتی است که به آرامی راه می روم و این نشان می دهد که روند درمانی من رو به بهبود است.

من از اینکه پشتیبان مهربانم "سرکار خانم آلاله افلاطونی" هستند بسیار شاد و سپاسگزار هستم.

 
شراره

sharareh-s

شراره
دختر
متولد سال 1393
من شراره هستم . اما از بس شیطان و بازیگوش هستم بعضی از بچه ها من را شرور صدا می کنند . به هر حال من همینم و انرژی زیادی دارم . ناجی مهربانم من و ساچمو را به پناهگاه سپرده است و ما هر دو از اینکه از ساکنان پناهگاه هستیم بسیار خرسندیم.

من از اینکه پشتیبان مهربانم "سرکار خانم درگاهی" هستند بسیار شادم.

 
سفید

sefid-s

سفید
پسر
متولد 1385
من سفید هستم . از سگهای قدیمی پناهگاه به حساب می آیم. ناجیان من خانواده محترم عزیز خانی بودند که من را نجات داده و به پناهگاه سپردند. ابتدا ساکن محوطه بیرونی بودم اما با گذشت زمان و مسن تر شدن من تصمیم بر این شد تا ساکن زمین شماره یک بشوم تا مراقبتهای بیشتری از من به عمل آید. البته خیلی وقتها با دوطلبین وفا به یاد قدیم ها از محوطه خارج میشوم و به همراه آنها در محوطه بیرونی پناهگاه گشت و گذار می کنم.

پشتیبان مهربان و نازنین من"سرکار خانم پادینا صادقی" هستند و من بابت آن بسیار شادم.

 
نازنین

nazanin-s

نازنین
دختر
متولد 1387
من نازنین هستم و تقریبا جز سگهای قدیمی پناهگاه به حساب می آیم . من از سگهای هستم که توسط شهرداری تیر خورده بودم و با بدنی زخمی به پناهگاه سپرده شدم. خوشبختانه در پناهگاه درمان شدم و چند سالی است به خوبی و خوشی در پناهگاه زندگی می کنم. دقیقا یادم هست که مدیران عزیز و مهربان فعلی پناهگاه در زمان ورود من جز داوطلبین پناهگاه بودند. من خیلی آنها را دوست دارم چرا که زحمتهایشان را اصلا فراموش نخواهم کرد.

من از اینکه پشتیبانان مهربانی چون "خانم کریمی و آقای بنان" دارم بسیار شادم. 

 
ابرک

abrak-s

ابرک
دختر
متولد سال 1393

من ابرک خانوم هستم. دختر مهربان و باوقار پناهگاه که در زمین های فنس کشی محوطه بیرونی ساکن هستم. اوایل که به پناهگاه آمده بودم به دلیل خاطرات بدی که داشتم بسیار ترسو و گوشه گیر بودم اما به مرور به دختری شاد و بازیگوش تبدیل شده ام که مورد علاقه همه داوطلبین پناهگاه هستم . البته من هم آنها را بسیار دوست دارم.

من از اینکه پشتیبان مهربانم "سرکار خانم درگاهی" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
مرمر

marmar-s

مرمر
دختر
متولد سال 1392

من دختر زیبا و مهربان زمین شماره دو هستم که به خاطر زیبایی و لطافتی که دارم داوطلبان مهربان پناهگاه نام مرمر را بر من نهاذده اند. خودم هم این اسم را بسیار دوست دارم. از اینکه در پناهگاه با دیگر دوستان پشمالویم در آسایش و آرامش زندگی می کنیم هم بسیار خرسندم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "جناب آقای سمری" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
تاران

taran-s

تاران
دختر
متولد 1392

من به همراه خواهرانم در یک شب پاییزی سرد تنها و گرسنه و بی پناه مانده بودیم که توسط یاران وفا نجات پیدا کردیم. من همیشه مراقب خواهرانم هستم . دختر شاد و بازیگوشی هستم که اصلا خجالتی هم نمی باشم و با همه آدمها هم بسیار مهربانم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "جناب آقای سمری" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
تیا

tiya-s

تیا
دختر
متولد سال 1392

ما شش توله بودیم که تنها و سرگردان مانند خیلی از توله های بی پناه دیگر در بیابان های اطراف پناهگاه رها شدیم. اما خوشبختانه در نهایت از پناهگاه سر در آوردیم . برادرمان در پناهگاه واگذار شد و ما خواهرهای باقیمانده هم در پناهگاه ماندگار شدیم. یک بار هم من و دو خواهر دیگر در باغی ساکن شدیم اما به دلیل فروش آن باغ مجددا به پناهگاه برگشتیم که البته در پناهگاه هم راضی و خوشحالیم و مشکلی نداریم .

من از اینکه پشتیبان مهربانی چون "جناب آقای سمری" دارم بسیار شاد و سپاسگزار هستم.

 
مارال

maral-s

مارال
دختر
متولد سال 1391

من مارال هستم . دختر زیبا و با جثه ای درشت. من از کوچه های سعادت آباد نجات داده شدم . من آن روزها آواره کوچه و خیابان بودم و به دلیل جثه بزرگم مردم از من واهمه داشتند. البته من از آن موقع هم بی آزار بودم و واقعا علت ترس خیلی از مردم را درک نمی کردم. من هم مثل خیلی از دوستانم منتظر بودم تا شاید یک روز مامورین شهرداری سراغ من هم بیایند . اما خوشحالم که بانوی مهربانی من را نجات داد و به پناهگاه سپرد. هنوز هم آن بانوی عزیز به دیدارم در پناهگاه می آید و من را کلی خوشحال می کند.

پشتیبان مهربان من "جناب آقای سمری" هستند و من برای آن بسیار شادم.

 
تیله

tileh-s

تیله، دختر
متولد سال 1393

من تیله هستم دختر خانمی که در یک روز پاییزی سال گذشته در اتاق داوطلبین پناهگاه پیدا شدم و هیچ کس نفهمید من چطوری از آنجا سر در آورده بودم . به هر حال هر طوری بود جای خوبی بود و از روز اول هم مورد توجه و مهربانی قرار گرفتم. ابتدا ساکن ساختمان قرنطینه شدم و در حال حاضر از ساکنین شاد و سرزنده زمین شماره دوم هستم. در هر حال فقط خودم می دانم که چطور آمدم پناهگاه و همچنان ترجیح می دهم که این قصه به صورت راز باقی بماند.

من از اینکه پشتیبان مهربانم "جناب آقای سمری" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
یاقوت

yaghoot-s

یاقوت، پسر

متولد سال 1393

من یاقوت پسر شیرین و زیبای ساکن قرنطینه هستم. مادر من الماس در حالیکه من و خواهر و برادرانم را باردار بود توسط بانوی مهربانی به پناهگاه سپرده شد. در پناهگاه ما به دنیا آمدیم و خوشبختانه از روز تولد در آسایش و آرامش بوده ایم و بر خلاف خیلی از دوستانم در پناهگاه گذشته پر دردی نداریم. اما قطعا مادرمان الماس روزهای دشواری را تا کنون از سر گذرانده است.

از اینکه پشتیبان مهربان من "آقای مرتضی شیرازی" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
هاپولی

hapooli-s

هاپولی
دختر، عقیم، متولد 1392


هاپو، شاهزاده خانمیست، پوشیده در لباسی سپید، این دختر زیبا بوسیله یاران وفا نجات داده شده و به وفا آمد.
او بسیار دوست داشتنی و باهوش است. ساکن محوطه یکم است و البته عاشق گردش رفتن و نوازش گرفتن است.

پشتیبان مهربان من "سرکار خانم رهبر" هستند و من برای آن بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
گلپر

golpar-s

گلپر
دختر
متولد سال 1392

اسم من گلپره، چون هم چهره زیبایم و هم رفتارهای شیرین و بامزه ام مثل یه چاشنی خوشمزه میمونه واسه آدمهایی که منو میشناسن. من سه ساله هستم وزمانیکه یه توله کوچولو بودم، جرب شدید گرفتم و لاغر و درمونده اومدم پناهگاه وفا. در پناهگاه درمان شدم و از آن به بعد ساکن پناهگاه وفا هستم. دختر شاد و شیرینی که اصلا اهل درگیری و دردسر نیستم .

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم رهبر" هستند بسیار شاد و سپاسگزار هستم.

 
گندم

gandom-s

گندم
دختر
متولد سال 1390

من دختر زیبای زمین شماره یک هستم که داوطلب مهربان پناهگاه مریم عزیز نیز از هواداران پر و پا قرص من می باشد. و من هم همیشه از دیدن او بسیار خوشحال میشوم. کلا آرام هستم و از جدال ها دوری می کنم . با وجود اینکه در پناهگاه هستم و احساس آرامش دارم اما همچنان از دیدن آدمهای غریبه گریزانم و ترجیح می دهم در خلوت خودم با دوستان پناهگاهی ام روزگارم را بگذرانم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم رهبر" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
آنا

ana-s

آنا
دختر
متولد سال 1392

من آنا هستم با گذشته ای دردناک. من ساکن محلی بودم که مخصوص تخلیه نخاله های شهرداری بود. تنها شانس آن زمان من این بود که یکی از دواطلبین مهربان پناهگاه وفا در آن محل به من غذا می داد. مامورین شهرداری با من رفتار خوبی نداشتند و پس از زایمان که صاحب نه تا توله زیبا شدم این رفتار بد، بدتر هم شد . حامی مهربانم آرمین همچنان به من و بچه ها غذا رسانی می کرد اما روزی مامورین شهرداری به سراغ ما آمدند و توله هایم را کشتند. بعد از آن واقعه شوم آرمین باز برای غذا رسانی آمد و اوضاع من را دید. من هم خودم بسیار ناتوان شده بودم و جراحاتی جدی برداشته بودم بطوریکه آرمین به همراه یار مهربان دیگری ایلیا همان جا در میان آن آشغالها مشغول به مداوای من شدند و بعد از انجام کارهای اولیه من را به پناهگاه آوردند. اما روزهای بد دیگر گذشته و من در ساختمان قرنطینه پناهگاه با دیگر دوستانم ساکن هستم و از این بابت هم بسیار خشنودم. تا پایان عمرم از ناجی مهربانم سپاسگزارم. اما خاطرات بدی که داشته ام باعث شده که خیلی دیر به آدمها اعتماد کنم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم رهبر" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
مهربان

mehraban-s

مهربان
دختر
متولد سال 1391
من مهربان هستم . خانمی بسیار مودب و مهربان که ساکن زمین شماره یک هستم. در زمان انجام واکسیناسیون بسیار همکاری می کنم و اصلا برای کسی دردسری درست نمی کنم. در ضمن یاوران مهربان پناهگاه هرازگاهی من را شانه می کنند و موهایم را کوتاه می کنند تا همیشه زیبا و جذاب باشم و باید اعتراف کنم که این کار را از واکس زدن خیلی بیشتر دوست دارم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم بهاره منهاجی" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
ماهون

mahoon-s

ماهون
دختر
متولد سال 1392

من ماهون هستم. دختر مهربان ساکن زمین یک. روزی خانواده مهربانی از پناهگاه دیدن کردند و من را با خودشان به بیرون آوردند تا با هم در محوطه بیرونی گشت و گذاری داشته باشیم. خیلی به من خوش گذشت و از همان اول هم من شیفته آنها شدم و هم آنها شیفته من. نام زیبای ماهون را نیز آنها بر من نهادند. و همان خانواده مهربان در حال حاضر حامیان عزیز و دوستنداشتی من هستند.

پشتیبان مهربان من"سرکار خانم صدف احسانی فر" هستند و من بابت آن بسیار شادم.

 
کیزی

kaizy-s

کیزی
دختر
متولد سال 1389
من کیزی هستم . دختری که در زمانیکه توله کوچکی بودم به پناهگاه سپرده شدم و بیماری های سخت زیادی را پشت سر گذاشتم اما مقاومت کردم و به لطف یاران وفا مداوا شدم و تمام آن بیماری ها را پشت سر گذاشتم. الان بسیار سر حال و سرزنده هستم و از اینکه در پناهگاه زندگی می کنم خیلی خوشحالم. البته بودن در کنار آدمها را هم خیلی دوست دارم و همیشه در جستجوی فرصتی هستم تا در کنار آنها باشم و مورد لطف و نوزاش آنها قرار بگیرم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "جناب آقای سمری" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
بداخلاق

bad akhlagh-s

بد اخلاق
پسر
متولد 1392

من کمی بد اخلاق هستم و با هر کسی به این زودی ها دوست نمیشوم و به همین دلیل نام من را بد اخلاق گذاشته ام. البته فقط چند بار چند نفری را گاز گرفتم. از سگهای بزرگتر از خودم اصلا نمی ترسم و تنها سگ نژاد کوچک پناهگاه هستم که با شجاعت در زمین سگهای بزرگتر رفت و آمد دارم . از گذشته من همین را بدانید که من در جایی زندگی می کردم که صاحبان من صلاحیت من را نداشتند و طبق حکمی من بدون صاحب شناخته شدم و به حکم دادگاه من به پناهگاه سپرده شدم. البته الان خیلی خوشحالم که در پناهگاه هستم و آزادی عمل خودم را دارم و در ضمن همه از من حساب هم می برند. دیگه چی از این بهتر. حالا شاید در آینده خوش اخلاق هم بشوم چرا که از وقتی به پناهگاه آمده ام بهتر شده ام و خیلی آرامتر هستم اما هنوز از هر کسی خوشم نمیاد و دوستان محدودی دارم تا ببینم در آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد.

از اینکه "سرکار خانم یاسی" پشتیبان من هستند بسیار شاد و سپاسگزارم.

 
افرا

afra-s

افرا
پسر
متولد سال 1393

من افرا هستم . پسری زیبا با داستانی نه چندان خوشایند . گردن و پاهای من را با طناب بسته بودند و در جاده خاکی اطراف پناهگاه رها کرده بودند. من اصلا نمی توانستم راه بروم و حرکت کنم تا اینکه یکی از بازدید کنندگان در راه برگشت از پناهگاه متوجه من میشود و من را از آن وضع رها می کند و به پناهگاه می سپارند. اما الان خیلی خوشحال و راضی هستم و در پناهگاه زندگی خوب و خوشی دارم.

از اینکه پشتیبان مهربانم "سرکار خانم س. معنوی" هستند بسیار شاد و سپاسگزارم. 

 
شنگول

 

shangool-s

شنگول
دختر ، متولد سال 1393

اسم من شنگول است. دختری بی نهایت بامزه و همانطور که از اسم من مشخص است بسیار شنگولم. من به همراه خواهرم در شبی سرد و زمستانی به پناهگاه سپرده شدیم. خواهرم از ابتدا بیمار بود و توان مقاومت نداشت و پر کشید و رفت. اما من از اول مقاومتر بودم و ماندم. الان ده ماه از آن شبی که به پناهگاه آمدم می گذرد. حالا هم خیلی خوب و خوش در کنار دوستانم زندگی میکنم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "آقای کسری.ر" هستند بسیار شادم. سپاس

 
مشکی

 

meshki-s

مشکی
دختر، متولد 1387

من مشکی از دخترهای بسیار زیبا ، آرام و متین پناهگاه هستم. دختری بسیار باوقار و عزیز دل همه کارکنان و دواطلبان پناهگاه وفا. وقتی تصادف کرده بود م و در کنار یکی از اتوبان های تهران افتاده بودم توسط خانم مهربانی به پناهگاه سپرده می شوم. خوشبختانه مراحل درمانی من در پناهگاه به خوبی انجام گرفت و از آن تاریخ به خوبی در پناهگاه زندگی می کنم بانوی مهربانی که ناجی من بوده اند هنوز هراز گاهی به پناهگاه می آیند و همچنان جویای حال من هستند. در ضمن آقا کرم هم که یکی از کارکنان بسیار مهربان پناهگاه هستند من را خیلی دوست دارند و من هم علاقه بسیاری به او دارم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم هاله.ب" هستند بسیار شادم، سپاس.

 
زیتون

zeytoon-s

زیتون
دختر، متولد 1393

من زیتون هستم. دختری با نقش و نگاری زیبا بر تنم. خیلی مهربان و اجتماعی هستم و ورودم به پناهگاه شبیه خیلی از دوستانم می باشد. من را حوالی پناهگاه در بیابان رها کردند و رفتند. آقا کرم مهربان من را پیدا کرد و به پناهگاه آورد. خوشبختانه بیماری خاصی نداشتم . خیلی زود واکسنهایم را دریافت کردم و در حال حاضر از ساکنین پناهگاه هستم. خیلی خوش شانس بودم که سرنوشت من اینگونه رقم خورد که در پناهگاه وفا ساکن شوم.

پشتیبان مهربان من "سرکار خانم جین بارو" هستند و من برای آن بسیار شادم

 
ابرو

abroo-s

ابرو
دختر، متولد 1392

در يكي از روزهاي پائيز سال گذشته با پنجه اي بسيار زخمي در كرج پيدا شدم. مانند خيلي از سگهاي نجات يافته پناهگاه مدتي را در منزل ايليا به سر بردم و دوران درمانم را آنجا گذراندم. نام ابرو را براي من انتخاب كرد و بعد من را به پناهگاه آورد. در حال حاضر در پناهگاه روزگار خوبي دارم . با يكي ديگر از داوطلبين پناهگاه به نام آرمين هم دوست هستم و روزهاي جمعه را با هم كلي خوش مي گذرانيم.

پشتیبان مهربان من "سرکار خانم کمند" هستند و من برای آن بسیار خوشحالم.

 
ماه

 

mah-s

ماه
دختر ، متولد 1393

من به همراه خواهرم مهر که او هم در این صفحه حضور دارد حدودا در پاییز سال 1393 در اطراف پناهگاه رها شدیم . خواهر دیگری داشتیم که او را از دست دادیم اما من و مهر مقاوت کردیم و ماندیم و روز به روز هم بزرگتر و بازیگوش تر می شویم. از بودن در پناهگاه در کنار دیگر دوستانمان بسیار شاد و خوشحالیم. پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من "سرکار خانم زهرا" هستند و من خیلی خوشحالم. 

 
جان سیلور

 

john silver-s

جان سیلور
پسر متولد 1391

من جان سیلور هستم. پسری زیبا و با اعتماد به نفس و بسیار جدی. اصلا هم با کسی شوخی ندارم. من تصادف بدی داشتم و در کنار یکی از اتوبان های تهران افتاده بودم تا اینکه خانم قدرتی مهربان من را دید و به همراه یک آقای مهربان دیگری من را به پناهگاه سپرد. از آنجاییکه از زمان تصادف من مدتی گذشته بود. یکی از دستهای من کاملا از کار افتاده بود و هیچ حسی نداشت. برای همین بعد از عمل جراحی دست من قطع شد. بله من الان آسیبمند هستم و یک دست ندارم. اما این قضیه اصلا باعث نشده که من ترسو و گوشه گیر باشم. با همین حالت سگهای دیگر و حتی برخی از دواطلبان از من حساب می برند. داوطلب مهربانی به نام رعنا خیلی حواسش به من است و من وقتی در کنار او هستم به معنای واقعی از لحظاتم لذت می برم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم مونا. الف" هستند بسیار شادم، سپاس.

 
حکیم

hakim-s

حکیم، پسر
متولد سال 1392

من حکیم هستم. پسری دانا و موقر و باهوش. البته نام حکیم را به دلیل این صفات بر من نگذاشته اند. من از خیابان حکیمیه واقع در شرق تهران نجات پیدا کرده ام و به همین دلیل نامم را حکیم گذاشته اند. اما به هر حال تمام صفاتی را که گفتم دارم. من کمی گوشه گیر هستم و هنوز هم به راحتی به کسی اعتماد نمی کنم. همچنان دوستان سگم را ترجیح می دهم. اما باید اعتراف کنم که کارکنان و داوطلبان وفا خیلی مهربان هستند و بعضی وقتها که اوقاتی را با من می گذارنند من با خودم فکر میکنم که می توانم به این آدمها کاملا اعتماد کنم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم کمند" هستند بسیار شادم.

 
چیا

cheeya-s

چیا -پسر، عقیم
متولد 1393

در بازدیدی که مدیریت و تعدادی از داوطلبان پناهگاه وفا از حلقه دره (پناهگاه مربوط به شهردای) داشتند تعدادی از توله های بیمار را از آنجا به پناهگاه منتقل می کنند تا در شرایط بهتری مورد درمان و حمایت قرار بگیرند. متاسفانه شرایط نگهدرای در آنجا چندان مناسب نبود و من هم یکی از توله هایی هستم که از حلقه دره آمده است. خوشبختانه مراحل درمانی من در پناهگاه انجام شد و در حال حاضر از سگهای سالم و سر حال و بازیگوش پناهگاه هستم. نام چیا را بر من نهادند و من هم ازداشتن این اسم و محل امنی برای زندگی بسیار خوشحالم.

پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من "آقای افشار" هستند، سپاس.

 
چشمان

 

cheshman-s

چشمان
دختر – متولد 1392

داستان من هم داستانی است که ابتدایش را شما نمی دانید اما پایان بسیار زیبایی داشته است. من سگی هستم که از کانال آبی در محدوده اتوبان باقری در تهران نجات یافته ام. خانم مهربانی روزی که مثل همیشه در راه منزلش بوده است متوجه حضور من در کانال آبی که خوشبختانه خشک بوده است می شود و متوجه میشود که من آنجا گیر افتاده ام و راه فرای ندارم. با شهرداری و آتش نشانی تماس میگیرد اما متاسفانه جز جواب منفی چیز دیگری نمی شنود. من همیشه با چشمانی نگران و ملتمس از او می خواستم که من را نجات دهد و برای همین از همان روزها نام چشمان را بر من نهاد. برای من غذا می ریخت و همیشه می گفت قول می دهد که من را نجات خواد داد. بالاخره بعد از دو روز آن خانم موفق می شود تا پناهگاه وفا را پیدا کند و از آنها برای نجات من کمک بخواهد . ایلیا و داود به کمک من آمدند و من هم نهایت همکاری را با آنها کردم و در نهایت نجات یافتم . در حال حاضر از ساکنان پناهگاه وفا هستم اینکه چطور از آن کانال آب سر در آوردم رازی است که برای خودم می ماند اما این کانال من را به پناهگاه وفا رساند.

من از اینکه "سرکار خانم مونا. الف" پشتیبان مهربانم هستند بسیار شادم، سپاس.

 
بقچه

 

boghcheh-s

بقچه،دختر
متولد 1390

یکی از مسئولیت های مربوط به دواطبین در پناهگاه این است که سگهایی که در محوطه شماره یک و دو هستند را به بیرون بیاورند تا سگهای ساکن در محوطه ها هم هرازگاهی در محوطه بیرونی گشت و گذاری داشته باشند و اجتماعی تر بشوند. در این میان دوستان داوطلب من را می یابند. سگ بسیار مهربان و تپلی که ظاهرا فقط غذا می خوردم و می خوابیدم و فعالیت بدنی ام کم بوده است. اما از روزی که توسط داوطلبان به نوعی کشف شدم و هر هفته بیرون می آیم. برنامه پیاده روی و دویدن دارم تا هم کمی لاغرتر شوم و هم کیف کنم و در کنار داوطلبان خوش بگذرانم. از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم الناز" هستند بسیار شادم. سپاس.

 
عسلی

 

asali-s

عسلی، دختر، عقیم
متولد سال 1393

من عسلی هستم. دختر شیرینی که توسط خانواده محترم عزیزخانی نجات یافتم. مدتی نیز در خانه آنها ساکن بودم تا اینکه بزرگتر شدم و برای زندگی در پناهگاه مهیا شدم. الان هم فعلا در توله سرا با سگهای کوچکتر همخانه هستم تا بعد از آمادگی کامل به گله ملحق شوم. از بودن در کنار دوستانم بسیار خوشحالم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "آقای کسری.ر" میباشند بسیار شادم، سپاس.

 
ملکه

malake-s

ملكه
دختر
متولد سال 1390

من ملكه هستم . قبلا با برادرم امپراطور نيز در همين صفحه آشنا شده ايد. همانطور كه از اسمم مشخص است بسيار با شخصيت و با وقار و مهربان هستم و دقيقا در شان يك ملكه رفتار مي كنم. از دعوا و درگيري بسيار گريزانم و از بودن در كنار آدمها بسيار لذت مي برم . در ضمن دوره هاي آموزشي مدرسه سگها را هم با موفقيت پشت سر گذاشته ام. پشتیبان مهربان من سرکار خانم "آزاده . م" هستند و من برای آن بسیار خوشحالم.

 
شازده

shazdeh-s

شازده
پسر
متولد سال 1389

من شازده هستم از سگهاي نژاد كوچك پناهگاه كه شب عيد سال 1391 از اراك به پناهگاه سپرده شدم. اوايل بسيار ترسو و گوشه گير بودم و از همه چيز و همه كس مي ترسيدم اما به مرور كه در پناهگاه آرامش پيدا كردم اجتماعي تر شدم اما همچنان ترجيح مي دهم تا كمي فاصله خودم را با ديگران حفظ كنم. داوطلب مهربان پناهگاه رويا هم خيلي مراقب من است و مدام براي گردش هاي اطراف پناهگاه من و تعدادي ديگر از دوستان سگم را با خودش مي برد. راستش من از اين پياده روي ها و گردش ها بسيار لذت مي برم . سرکار خانم "مندی" پشتیبان مهربان من هستند و من برای آن بسیار خوشحالم.

 
اسکات

scott-s

اسكات، پسر
متولد سال 1387

من اسكات هستم .زماني صاحب و خانواده مهرباني داشتم كه خيلي هم من را دوست داشتند تا اينكه دچار يك بيماري عجيب شدم. مدام دم و پاهاي خودم را گاز مي گرفتم آنقدر كه تمام پشت بدنم تكه تكه ميشد . هر نوع دارو و درماني را بر روي من امتحان كردند و جواب نداد تا اينكه از من قطع اميد شد و به صاحبم گفتند كه بايد يوتانايز بشوم. صاحب مهربان من مستاصل شد و من را با همان وضع و بيماري به پناهگاه سپرد. در پناهگاه تحت درمان و نظر دكتر عابدي قرار گرفتم و ايشان تشخيص دادند كه دم من بايد قطع شود. عمل انجام شد و دم من قطع شد و پس از دوران نقاهت تمام مشكلات من حل شد و ديگر خودم را گاز نمي گرفتم .كاملا بهبود پيدا كردم و حسابي چاق هم شدم طوريكه گاهي اوقات به من توصيه مي كنند كه كمي رژيم بگيرم. در ضمن هنوز خانواده سابقم به ديدن من مي آيند و از ديدن آنها كلي هم خوشحال مي شوم. هم اکنون پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من آقای "کیومرث . ک" هستند.

 
نلی

nelli-s

نلي،دختر
متولد سال 1388

من نلي هستم و تقريبا جز سگهاي قديمي پناهگاه به حساب مي آيم . نمي خواهم از خودم تعريف كنم اما از اطرافيان و بازديد كننده ها شنيدم كه من يك خانم به معناي واقعي و با شخصيت هستم. هميشه با ژستهاي زيبا در گوشه اي نشسته ام و متفكرانه به اطرافم نگاه مي كنم. در ضمن من مدل و سوژه خوبي براي عكاسان محترم هستم. سرکار خانم "مندی" پشتیبان مهربان من هستند و من برای آن بسیار خوشحالم.

 
مهر

 

mehr-s

مهر،دختر

متولد سال 1393

من مهر هستم و به همراه خواهرم ماه از ساكنين پناهگاه هستيم. اوايل پائيز سال 1393 بود كه من را به همراه دو خواهر ديگرم در محوطه اطراف پناهگاه رها كردند و رفتند. متاسفانه يك خواهر را از دست داديم اما من و ماه مانديم. الان از توله هاي شيطان پناهگاه هستيم و در كنار ديگر دوستانمان اوقات خوشي را در پناهگاه سپري مي كنيم.

از اینکه پشتیبان مهربان من "سرکار خانم نیوشا.خ" هستند بسیار شادم، سپاس.

 
امپراطور

emparatoor-s

امپراطور
پسر
متولد 1390

من امپراطور هستم و به همراه خواهرم ملكه از ساكنين پناهگاه وفا هستيم. بله ما خانوادگي سگهاي مهمي هستيم. خلق و خوي من بسيار آرام است و اصلا اهل جنجال نيستيم. روزهاي جمعه هم از روزهاي مورد علاقه من مي باشد چرا كه داوطلبين مهربان پناهگاه من را براي گردش به بيرون مي آورند و از آنجائيكه پسر خوبي هستم و رفتار موقر و متيني دارم اين برنامه براي من هميشگي شده است و خلاصه هر جمعه را به گردش و تفريح مي گذرانم. از اینکه سرکار خانم "گلناز.ب" پشتیبانی مرا بعهده گرفته اند بسیار شادم.

 
موشکا

mooshka-s

موشكا
پسر
متولد سال 1391

اسم من موشكا است . پسري قد بلند و با چثه اي نسبتا بزرگ اما با قلبي بسيار كوچك و مهربان. من به همراه خواهرم به پناهگاه آمديم كه خواهرم در نهايت واگذار شد و من در پناهگاه ماندگار شدم اما از اين بابت اصلا ناراحت نيستم چرا كه بودن در پناهگاه را دوست دارم و از بودن در كنار آدمها بسيار لذت مي برم البته نا گفته نماند كه براي خودم هم در محوطه بيروني قلمرويي دارم كه به معناي واقعي از آن محوطه نگهباني مي كنم و دوستان سگم هم مي دانند كه زياد نبايد به محوطه من وارد شوند. سرکار خانم "گلناز. ب" پشتیبان مهربان من هستند و من برای آن بسیار شادم.

 
پسته

pesteh-s

پسته
دختر
متولد فروردين سال 1391

اسم من پسته است. من وقتي حدود يك ماه داشتم در يكي از خيابان هاي تهران رها شده بودم و اينكه چرا با اون سن كم سر و ساماني نداشتم را به ياد ندارم. من يك توله يك ماهه بودم و چيزي به ياد ندارم. فقط مي دانم كه ياران وفا من را پيدا كردند و چون كوچك بودم به جاي انتقال به پناهگاه به منزل يكي از دواطلبين پناهگاه رفتم تا اينكه بزرگتر شوم و پس از دريافت واكسنهايم به پناهگاه بيايم. چقدر خوب شد كه من آن دوران را در منزل بودم چرا كه مدام مريض مي شدم و به مراقبتهاي ويژه نياز داشتم . به هر حال من آن دوران را سپري كردم و قتي به پناهگاه آمدم حدود 6 ماهي داشتم و براي خودم خانمي شده بودم. الان هم از ساكنين زمين شماره دو هستم. خوشبختانه سگ جسوري هستم و از عهده خودم در پناهگاه كاملا بر مي آيم. سرکار خانم "مندی" پشتیبان مهربان من هستند و من برای آن بسیار خوشحالم.

 
جسی

jessie-s

جسي
دختر
متولد 1388

اگر حتي يك بار هم به پناهگاه سر زده باشيد من را ديده ايد. بله من جسي هستم . دختري جدي كه تاحد زيادي حق آب و گل در پناهگاه دارم. من وقتي به پناهگاه آمدم نياز به جراحي داشتم و يكي از دستهاي من جراحي شد . الان از سگهاي مورد محبت همه هستم و از بودن در كنار سگها و پناهگاه راضي هستم. همين جا هم اعتراف مي كنم كه مدير پناهگاه آقاي ثاني را خيلي دوست دارم و هميشه از ديدن او بسيار شاد و خرسند مي شوم. عكس هاي زيادي هم با آقاي ثاني دارم كه در صفحات مختلف اجتماعي حتما ديده ايد. هم اکنون پشتیبان مهربان من "آقای حشمتی" هستند.

 
جودی

jodie-756-s

جودی-756
دختر، متولد 1390

من از دخترهای شاد و بازیگوش پناهگاه هستم. مرا خانم مهربانی وقتی كه توله كوچكی بودم پیدا كرده بود و از من نگهداری كرد تا اینكه بزرگتر شدم و بعد من را به پناهگاه سپرد. در روزهای اولی كه به پناهگاه آمدم در قرنطینه و در كنار سگهای دیگر آنجا ساكن شدم. اما از همان موقع می‌توانستم از دیوار لانه خودم بالا بروم و به لانه های دیگر سر بزنم. من كه خودم از این كار خیلی لذت می‌بردم ولی بعضی از دوستانم از اینكه سگ دیگری به لانه آنها سرك بكشد خوشحال نمی شدند. واقعا چرا؟؟؟ به نظر خودم كه خیلی هیجان انگیز بود! در ضمن "خانم نازيلا . ن" كه قبل از پر كشيدن تيمور عزيز حامي او بود در حال حاضر حامي من مي باشند.

 

 
تابان

taban-s

تابان
دختر
متولد 1391

من را در خيابان تابان در تهران به درختي بسته بودند تا توسط مامورين شهرداري بيايند سراغم تا معدومم كنند!!!!! خوشبختانه من از آنجا نجات يافتم و به پناهگاه وفا سپرده شدم. نام تابان را نيز بر من نهادند و در حال حاضر از ساكنين محوطه دوم هستم. روزهاي جمعه را با دواطلب مهربان پناهگاه وفا خانم اكبرپور در محوطه بيروني مي گذرانم و به همين دليل روزهاي جمعه را خيلي دوست دارم. از اینکه پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من "سرکارخانم شقایق" هستند بسیار شادم.

 
روتسی

.roxi-a

روتسي
دختر
متولد 1389

من روتسي هستم. دختري بسيار پر انرژي كه ساكن زمين اول هستم. هر بار هر يك از ياران وفا داخل محوطه مي شوند و يا اينكه از محوطه خارج مي شوند قطعا من هم خودم را سريع به بيرون مي رسانم. كلا دوست دارم سر به سر سگ هاي محوطه بيرون بگذارم و لج آنها را در بياورم. همين باعث ميشه كه ديگران من را مواخذه كنند كه روتسي برو داخل ، روتسي اين كار را نكن و.............البته اعتراف مي كنم كه من به هيچ يك از اين حرفها گوش نمي دهم و در نهايت كار خودم را مي كنم. پشتیبان مهربان من "سرکار خانم لیوبیا" هستند و من برای آن بسیار شادم.

 
پوپک

poopak-s

پوپك
دختر
متولد 1392

من پوپك هستم. من دوراني را در منزل ايليا دواطلب مهربان پناهگاه گذراندم و بعد از مدتي به پناهگاه آمدم. دختر شادي هستم كه از بودن در كنار آدمها بسيار لذت مي برم. عزيز دردانه رعنا يكي از دواطلبين مهربان پناهگاه هستم و از اينكه روزهاي جمعه را با او مي گذرانم بسيار راضي و شادمان هستم.

پشتیبان مهربان من هم‌اکنون "خانم نسرین" هستند.

 
سهند

sahand-s

سهند
پسر
متولد 1391

من سهند هستم. من را در يكي از شهرهاي صنعتي اطراف تهران در حاليكه قسمتي از پوست بدنم دچار سوختگي بود پيدا كردند. روزي كه ياران وفا براي نجات من آمدند را خوب به ياد دارم. من را يافتند و سوار ماشين كردند و به پناهگاه آوردند. نظر پزشك معالج اين بود كه پوست من با مواد شيميايي سوخته است. به هر حال از خاطرات بد بگذريم. من اوايل ساكن ساختمان قرنطينه شدم و مراحل درماني ام آغاز شد.
نمي دانيد از اينكه لانه اي و پتويي و محل امني براي زندگي داشتم چقدر خوشحال بودم. بعد از درمان هم به محوطه يك آمدم و در حال حاضر ساكن محوطه يك هستم. هم اکنون "سرکار خانم ثنا.م" پشتیبان مهربان من هستند.

 

 
بِلّا

bella-s

بِلّا
دختر، متولد دي ماه 1390

من بِلّا از ساكنين زمين شماره دو هستم. من زندگي خوب و آرامي در كنار دوستانم در پناهگاه دارم و ميدانم مسئولين و دواطلبين پناهگاه همگي با ما مهربان هستند اما من همچنان ترجيح مي دهم تا قاصله ام را با همه آدمها حفظ كنم و بيشتر اوقاتم را در كنار دوستان سگم سپري كنم. کلا سگی خجالتی و گوشه گیر هستم. خانم نگین مهربان حامی من هستند و من از این بابت بسیار خوشحالم.

 

 
طلا

tala-s

طلا
دختر، متولد سال 1389

من طلا هستم و طی یک عملیات نجات از آمل (شمال ایران) نجات یافته ام و به واسطه خانم مهربانی به پناهگاه وفا سپرده شده ام. دختر زیبا و باوقار زمین شماره دوم هستم و نام طلا را بر من نهاده اند. بودن در کنار دوستان سگم در محیط امن پناهگاه با زندگی قبلی من بسیار متفاوت است و من از این لحاظ بسیار شادمان هستم. "خانم مریم. ف" پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من هستند.

 

 
نمک

namak-s

نمك
پسر، متولد مهر 1390

من به همراه خواهر و برادرم قند و شکر وقتی توله کوچکی بودیم به پناهگاه سپرده شدیم. و نام نمک به دلیل اینکه با نمک بودم برای من انتخاب شد. در زمان تولگی آنقدر زیبا و دلنشین بودیم که از عکس ما برای تهیه پوستر روز جهانی حیوانات استفاده شد. اگر دقت کنید الان هم پسر بانمک و خندانی هستم و همچنان سوژه خوبی برای پوسترهای تبلیغاتی هستم. "آقای علیرضا.ص" پشتیبان مهربان من هستند.

 
پارمیس

.parmis-s

پارميس
دختر، متولد سال 1390

من پارميس از دخترهاي خوش خلق و آرام زمين اول هستم. جز سگهاي نژاد بزرگ هستم اما بر خلاف جثه ام دست و پاي كوتاهي دارم و همين امر من را از ديگر سگهاي پناهگاه متمايز مي كند. حدس برخی از افراد این است که شاید من نتیجه رفتارهای غیر عادی و غیر انسانی پرورش دهنده های سگ باشم که با وجود جثه بزرگم دست و پاهای بسیار کوتاهی دارم. اما خبر خوب اینکه از همه لحاظ سالم هستم و از عهده خودم در پناهگاه بر می آیم و کلا از زندگی در پناهگاه لذت می برم. در ضمن ایلیای مهربان هم که از داوطلبین پناهگاه می باشد برای من خیلی کشیده است و همچنان در پناهگاه هم از من مراقبت می کند.

پشتیبان مهربان من هم‌اکنون "خانم ساغر الف" هستنذ.

 

 

 
کولی

 

koli-s

کولی
پسر، متولد سال1392


من کولی هستم. من هم وقتی توله بودم در اطراف پناهگاه رها شدم و دوستان خوبم در پناهگاه از من نگهداری کردند. در همان زمان تولگی بیماری سختی را در پناهگاه از سر گذراندم و به یاد دارم هر بار که پزشک پناهگاه می خواست به من آمپول بزند بسیار سر و صدا می کردم و بی قرار میشدم. اما در حال حاضر از آن پزشک مهربان و حتی آمپول ها بسیار سپاسگزارم چرا که همان درمانها باعث شد تا من الان سگ سالم و سر حالی باشم. در حال حاضر "آقای کامبیز ق" حامی مهربان من هستند.

 
صندوق

sandoogh-s

صندوق
پسر، متولد سال 1385

من از ساکنین قدیمی پناهگاه هستم . زندگی من قبلا در پناهگاه به اینصورت بودم که فقط غذا می خوردم و بیشتر می خوابیدم تا اینکه یکی از دواطلبین پناهگاه متوجه تنبلی من شد و هر جمعه من را بیرون آورد و برای من برنامه بازی و پیاده روی گذاشت. راستش باید اعتراف کنم که اوایل چندان راضی نبودم و با اکراه بیرون می آمدم اما الان روزشماری می کنم تا جمعه بیاید و من کلی سرگرمی و پیاده روی داشته باشم. با ادمها بسیار مهربان هستم و از بودن در کنار آنها لذت می برم. در ضمن به دلیل ابعادم و اینکه سگی چاق بودم نام من را صندوق گذاشته اند. پشتیبان مهربان و نازنین من "خانم نازنین .ث" هستند.

 

 
باربی

barbie-s

باربی، دختر
متولد سال 1390

من باربی هستم و زمستان گذشته به پناهگاه سپرده شدم. در آن زمان من باردار بودم اما کسانی که من را به پناهگاه آورده بودند به یاران وفا گفتند که من سگ عقیم شده ای هستم. من خیلی دلم می خواست واقیعت را بگویم اما نتوانستم. آنها من را به پناهگاه سپردند و رفتند و کمی بعد دوستان وفا متوجه شدند که اطلاعات داده شده توسط آن افراد اشتباه بوده است و من باردارم . در نتیجه در پناهگاه زایمان کردم و دوستان وفایی ام هم از من نگهداری کردند و هم از توله هایم. در ابتدا من از ساکنین محوطه بیرونی بودم ولی در حال حاضر در محوطه شماره دو پناهگاه ساکن هستم. به دلیل ظرافتی که دارم من را باربی صدا می زنند. خانم "ترابی" مهربان، پشتیبان دوست داشتنی من هستند.

 
لوسی-529555

lousie-529555-s

لوسی-529555
دختر، متولد 1390

من دختر قوی پناهگاه هستم و خودم با پای خودم به پناهگاه آمده‌ام. یادم است كه زمان غذا دادن به ساكنین پناهگاه بود كه من راه خودم را پیدا كردم و به دوستانم در پناهگاه ملحق شدم. من در آن زمان باردار بودم و در پناهگاه زایمان كردم. وقتی با من بازی می كنید حواستان باشد که اگر من روی دو پا بایستم و بخواهم به شما تكیه كنم باید بتوانید خودتان را كنترل و زمین نخورید و یادتان باشد که من قبلاً از زور بازوی خودم برای شما تعریف كرده‌ام.

از اینکه پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من "سرکار خانم کریستین.ف" هستند بسیار شادم، سپاس.

 
مادری-5164

madari-5164-s

مادری-5164
دختر ،‌متولد سال 1383

من مادری هستم. سگ ماده ای كه دو سال پیش وقتی كه باردار بودم به پناهگاه وفا سپرده شدم و در پناهگاه نیز زایمان كردم و به همین دلیل نام مادری را بر من نهادند. از ساكنین محوطه بیرونی پناهگاه هستم. پشتیبان مهربان و دوست داشتنی من "خانم الناز. د" هستند.

 
مگی-7350

maggie-7350-s

مگی – 7350
دختر، متولد سال 1391
من در حاليكه توله ای حدوداً سه ماهه بودم در حوالی محله گيشا یافته و به پناهگاه سپرده شدم. من بازيگوش و از سگهای بسيار شاد و سرزنده پناهگاه هستم و در حال حاضر در زمين شماره 2 پناهگاه سكونت دارم. پشتیبان مهربان من خانم رویا . م میباشد.

 
مویز-596098

 

maveez-596098-s

مَویز-596098
دختر، متولد 1390

من مَویز و از سگهای زمین شماره یک هستم. رنگ موها، و پیکر کوچک و دست و پاهای کوتاه من، بیش از هرچیز یادآور کشمش و مَویز است و رفتار و کردارم نیز به همان شیرینی است .

پشتیبان مهربان من "آقای مسعود. ش" هستند و من برای آن بسیار شادم، سپاس.

 
<< شروع < قبلی 1 2 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 2