پناهگاه وفا >> سگ‌‌های خوش سرانجام >> فلفل ( بنی )
فلفل ( بنی )

واگذاری در تاریخ  ۲۰ آبان ۱۳۸۹ به خانم گلاره حجتی

1

عشق واقعی‌

یه شب که خیلی‌ حالم گرفته بود و حوصلهٔ هیچکس و هیچ کاری رو نداشتم گفتم خوبه سری به فیس بوک بزنم. ساعت ۴ صبح بود که صفحهٔ وفا رو باز کردم و انگاری کار خدا بود که اولین چیزی که دیدم عکس فلفل بود.

 

2

3

زدم زیر گریه و تا صبح هی‌ داستانو می‌‌خوندم و هی‌ گریه می‌کردم. صبح تصمیم گرفتم دربارش پرس جو کنم و تو دلم دعا می‌کردم کسی‌ نبرده باشتش. شاید برای اولین بار دعام مستجاب شد و خانم نازنینی به اسم فرانک برام کامنت گذاشت که با خانم سالور تماس بگیرم.

چند بار پیام گذاشتم تا بالاخره موفق شدم با خانم سالور صحبت کنم. یه حسی وادارم میکرد پشتشو بگیرم. اما خانم سالور اصرار داشت من حتما اول فلفلی را ببینم و اگر ازش خوشم اومد ببرم پیش خودم.

به خانم مجابی، مامان مهتاب فلفل ، تلفن کردم. مهتاب گفت اگر زودتر تلفن کرده بودی قرنطینه بودم و اونو برات میاوردم . گریم گرفته بود و دیگه نمیدونستم چی‌ بگم که یه دفعه گفت : علی‌ شب میره قرنطینه که هادوکو ببره پناهگاه. خوبه با او حرف بزنی‌. نور امیدی به دلم تابید. به اقای علی‌ ثانی‌ تلفن کردم و بعد از ۱۰ دقیقه التماس و التجا او به من قول داد که همان شب فلفل رو برام بیاره.

فلفل حالش از اونی‌ که فکر می‌‌کردم بدتر بود.خیلی‌ هم ترسیده بود و با گریه خونه‌رو گذاشته بود رو سرش. اما بعد آروم شد و این شروع عشق بی‌ پایان من و فلفل بود.

از فرانک جون، مامان مهتاب عزیز، و خاله ترانه تشکر می‌‌کنم و ممنونم که بهم نشون دادند که هنوز عشق بی‌ چون و چرا نمرده...

بنی و گلاره

5

6


اولی‌ که در مورد فلفل نوشتیم:این سگ کوچک جثه ایست که چند وقت پیش آقای کریم آقایی در خیابان پیدا کرده اند و گویا مدتها سرگردان بوده چون هم جرب گرفته بود هم پایش شکسته بود. فعلا ایشان از سگ مراقبت میکنند و جرب او درمان شده و پایش هم جراحی شده ولی آقای کریم آقایی چون خودشان دو تا سگ دارند، او را موقتا در یک منزل خالی نگه میدارند و بیش از این هم قادر به نگهداریش نیستند چون طفلکی هم تنهایی در آن خانه آزارش میدهد و صدایش در می آید و باعث اعتراض همسایه ها میشود.. حیوان احتیاج به یک خانه و یک صاحب دارد. دوستان، خواهش میکنم او را کمک کنید تا خانه ای داشته باشدو مدتها تنها در خیابانها سرگردان بوده و به صاحب دلسوزی احتیاج دارد تا اگر در نهایت باز هم پایش مشکل داشت و لنگ ماند، باز هم دوستش داشته باشد


بچه سال نیست و نر است
سنش را دقیق نمیدانند ولی طوری که دکتر گفته حداقل پنج شش ساله است. هنوز برایش اسمی انتخاب نکرده
اند ولی درباره اش فکر میکنند. پایش هنوز در گچ است. حس پایش کامل نیست و لی کاملا هم بی مصرف نیست

7

8

beny

 
FacebookMySpaceTwitterReddit