پناهگاه وفا >> سگ‌‌های خوش سرانجام >> ركسانا ( ليلي )
ركسانا ( ليلي )

کیتی و مت  آلن- گوبل - ۲ خرداد۱۳۹۰

roxana5

الان تقریباً سه ماه میشه که لیلی اومده پیش ما. روزای اول همش سعی می کرد اسکوتر(داداش بزرگشو) سر جاش بنشونه ؛ خوراکیهاشو قاپ می زد و نمی ذاشت اسکوتر  تو جای خودش بخوابه.

به همین دلیل من و مت (همسرم) حسابی وقت گذاشتیم تا هر دو تا سگمون رو همزمان تربیت کنیم و نتیجه اش این شد که لیلی به جای رقابت با داداشش برای جلب توجه ما شروع کرده به بازی و همکاری با اون.

roxana1

حالا لیلی و اسکوتر تو حیاط  با هم بازی می کنن ، خیلی وقتا با هم روی یه تخت می خوابن ، صبحها تو حیاط هر دو واسه یه سنجاب پارس می کنن ، حتی وقتی اصلا سنجاب اونجا نیست! عصرا ساعتها با هم وقت می گذرونن ؛ دنبال همدیگه می دون ، به سگهایی که از نزدیکی حصار حیاط رد می شن پارس می کنن و معمولا حسابی همدیگه رو سرگرم می کنن.

roxana13

لیلی تازگی دوره آموزش اولیه اش رو تموم کرده و ما خیلی خوشحالیم که الان همچین سگ شاد و خوش رفتاری تو خونه داریم . فکر می کنم این دوره آموزشی باعث شده لیلی ما رو به عنوان خونواده اش بپذیره .

roxana2

لیلی یکی از شادترین سگهایی که من تا حالا دیدم ؛ همیشه می خنده و دمشو می جنبونه.

roxana7

--داستان رکسانا در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۹ در سایت گذشته شد. 

http://www.facebook.com/note.php?note_id=10150108842938522

roxana10

roxana9

roxana3

roxana14

roxana8

 

 

 

 

 

 

 
FacebookMySpaceTwitterReddit