پناهگاه وفا >> سامان یافتگان در ایران >> بنجامین و توفان

سامان یافتگان در ایران

واگذاری سرپرستی سگهای وفا در ایران

آرزوی ما این است که همه میهمانان چهارپای پناهگاه حیوانات وفا، خانواده ای مهربان پیدا کنند و در جایی زندگی کنند که آسایش و مهر هدیه بگیرند. بنابراین، وظیفه بزرگ انتخاب خانه و خانواده مناسب، بر روی دوش ماست و این مهم، روند واگذاری را برای ما بسیار دقیق و با اهمیت کرده است. به تازگی پناهگاه حیوانات وفا آیین‌نامه تازه‌ای برای واگذاری سگها در نظر گرفته است که اجرای آن در فرایند واگذاری یک امر ضروری است.

با پیروی از این آیین‌نامه تازه پیش از هر کار دیگر در جلسه اولیه با درخواست کنندگان سگها، از هدف و انگیزه آنها برای سرپرستی سگ آگاه شده و سپس در همان جلسه، شرایط واگذاری سگها را همراه با روشهای آماده کردن خانه برای ورود سگها به درخواست کنندگان آموزش میدهیم.

از سیاستهای مهم وفا در فرایند واگذاری سگها، سپردن 2 سگ به هر درخواست کننده است، البته در صورتیکه سگ دیگری در خانه نباشد. این کار نه تنها این امکان را به سگها میدهد که در اوقات تنهایی بتوانند با یکدیگر بازی کنند و لحظات شادی داشته باشند بلکه آنها را شجاعتر نموده و رفتار آنها را اجتماعی‌تر میکند.

داشتن لانه و زیرانداز مناسب برای هر یک از سگها الزامی است و برای جلوگیری از زندانی کردن و بستن سگها، باید در اطراف لانه فضایی به مساحت حداقل 10 متر مربع بوسیله توری فلزی یا نرده‌های چوبی و یا فلزی تهیه شود تا سگها در مواقعی که می‌باید محدود باشند، در محوطه خودشان آزادانه بچرخند و همزمان از آفتاب و سایه برخوردار باشند.

بازدید قبل از واگذاری توسط کارشناسان داوطلب صورت میگیرد تا اشکالات محیطی به درخواست‌کنندگان توضیح داده شود (این اشکالات میتواند شامل هر آنچه که موجب آسیب دیدن سگها شود باشد، مانند سیم برق، موادی که سمی، خطرناک، آتش‌گیر یا آتش‌زا به شمار می‌آیند، اشیاء تیز و برنده و ...) و بالاخره پس از واگذاری سگها، بازدیدهای سرزده و پراکنده به ما این اطمینان را میدهد که شرایط پذیرفته شده نگهداری از سگها با تغییر و دگرگونی همراه نخواهد بود و آنها همچنان در سلامت و شادی زندگی میکنند.

به امید روزی که تمام سگهای بی سرپرست یک خانواده مهربان بیابند.

گروه واگذاری وفا در ایران.

بنجامین و توفان

photo8950

من بنحامین هستم یه پسر عاقل و مهربون که همه رفتارهاش حساب شده و موقره.
اما توفان برادرم با من فرق داره، اون دلش میخواد شیطنت کنه و حسابی به گربه ها گیر بده و اونا رو بترسونه، سرش رو تو هر سوراخی فرو کنه و متفکرانه به هر چیز ریزی زل بزنه.
اما من یه قیافه جدی به خودم میگیرم تا بهش بفهمونم خیلی هم کاراش بامزه نیست.
اصلا بذارین داستان خودمون رو براتون تعریف کنم.

من و توفان با هم دیگه تو پناهگاه دوست بودیم، وقتی آقای ترکیان هر دوی ما رو برای بردن به خانه جدیدمون انتخاب کرد ما به هم تبریک گفتیم و حسابی خوشحال شدیم
ما هیچکدوممون فکر نمیکردیم که قراره به یه باغ خیلی بزرگ و زیبا بریم و با دیدن این همه وسعت و زیبایی حسابی خوشحال دویدیم و دویدیم و خاک مرطوب زیر پامون حسابی ما رو هیجانزده کرد.
همونروز توفان خواست به همه بفهمونه که خیلی پسر حواس جمعی هست و کرد دنبال گربه بیچاره ای که داشت دزدکی روی دیوار راه میرفت. اما من همه حواسم رو داده بودم به استخر بزرگی که وسط باغ داشت خودنمایی میکرد.
همش دلم میخواست بپرم تو آب و یه آبتنی حسابی بکنم فقط حیف که هوا خیلی سرد بود. منهم به خودم قول دادم وقتی هوا گرمتر شد یه حموم حسابی تو این استخر خوشگل بگیرم.
الان ما ماههاست زندگی خوب و شادی رو در کنار خانواده مهربان ترکیان تجربه میکنیم.
من خودم با گوشهای خودم شنیدم که آقای ترکیان داشت تلفنی به خانم زرین میگفت: حسابی به ما دوتا عادت کرده و هر دوی ما رو دوست داره.
ما هم مثل همه دوستانی که سرانجام خانه و خانواده یافتند آرزو میکنیم بقیه دوستامون در پناهگاه شانس بیارن و یک خانواده خوب به دنبالشون بیاد تا اونها هم بتونن طعم خوش آزادی و امنیت رو احساس کنند.
به امید آنروز.

photo8981photo8955photo8958photo8972photo8985photo8993photo8957photo8996photo8971photo8943