آخرین اخبار >> آشتی با حیوانات
آشتی با حیوانات

golbahar-01

 دوستداران وفا

 

حیوانات "بی سرپناه" یا به عبارت دیگر "حیوانات ولگرد" ایران نه تنها در خانه ها، که درروزنامه ها و مجلات هم جایی ندارند و به ندرت از آنها صحبت به میان می آید. توجه به این مسئله ما را بر آن داشت که سعی کنیم درمیان ده ها مطلب سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و ... جای کوچکی هم به آنها اختصاص داده شود. پیشنهاد ما به گرمی از سوی نشریه شهروند پذیرفته شد و ما برای شروع بهتر دیدیم که کمی شما را با تاریخچه حمایت از حیوانات در ایران آشنا کنیم.

آشکار است که از آن روزگاران که فردوسی گفته بود "میازار موری که دانه کش است/که جاندارد و جان شیرین خوش است"، هم حیوان آزاری در ایران بوده و هم کسانی چون فردوسی که برای پشتیبانی از حیوانات و فرهنگ سازی برای کمک به آنها پیشگام شده و چنین شعری را سروده است. بی گمان پیش از فردوسی و پس از او هم می توان نشانه هایی را در این زمینه در نوشته ها و سروده ها یافت، اما قصد ما این نیست که شما را این همه به عقب برگردانیم و می خواهیم فقط به شرح مختصری از زمان آغاز حمایت از حیوانات به شکل عملی و گروهی آن در ایران بپردازیم که تنها چند دهه قدمت دارد.

قدیمی ترین مطلبی که در این رابطه یافتیم مقاله ای در مجله:

The National Humane Review - May, 1950 به قلم لیدی دوریس اسکاین همسر سفیر انگلیس در ایران است که قسمت هایی از آن را برایتان ترجمه کرده ایم:

"این حکایت یک نبرد است... نبردی که در 81 می سال 1948 شروع شد... نبردی که هنوز هم ادامه دارد. این نبرد به خاطر هزاران هزار حیوان بارکشی شروع شد که بارهای مختلفی نظیرچوب، سنگ، آب، آجر، مایحتاج خانگی و غیره را به نقاط مختلف حمل می کردند.

شاید فکر کنید این نبرد در یک کاروانسرای سنگی که اصطبل قدیمی یکی از اشراف بود، آغازشد. اما نه، گمان نکنم بتوانید چگونگی شروعش را حدس بزنید. ماجرا به ملاقات دو خانم در ویلایی در اطراف تهران برای صرف چای بر می گردد! در آن روز موضوع صحبت این دو خانم که یکی آمریکایی به نام "الگا سامرویل" و دیگری انگلیسی به نام "لیدی دوریس اسکاین"بود، الاغ های بارکشی بودند که اغلب آنها پشتشان پوشیده از زخم بود، کمرشان زیر بارهای سنگین خم شده بود و به ضرب کتک مجبور بودند کمر راست کنند و دوباره روی پایشان بایستند و به هر زحمت دوباره چند قدمی بروند، اسب های بارکشی که سم هاشان ترک خورده بود و با سری فرو افتاده مخزن های سنگین آب را جابجا می کردند، و یا سگ هایی که پس از تصادف با اتومبیل ها خود را به کنار جاده می کشیدند و آنقدر آنجا می ماندند تا از گرسنگی و تشنگی بمیرند و...

نتیجه این گفتگو تشکیل انجمن حمایت از حیوانات تهران بود. انجمنی کوچک متشکل ازایرانیان، آمریکائیان و اروپائیان که همه معتقد بودند باید کاری برای این حیوانات انجام داد. ابتدا تصمیم بر آن شد که بیمارستانی مجانی برای معالجه حیوانات بیمار تأسیس شود تا افراد تنگدست هم بتوانند حیوانات بیمارشان را مداوا کنند. با اجرای نمایشی در یکی از تئاترهای تهران پول لازم برای رهن یک محل مناسب جمع آوری شد. قدم بعدی پیدا کردن یک ساختمان مناسب بود که سرانجام با راهنمایی یک درشکه چی انجام شد و در اوایل سال 1948 اولین انجمن حمایت از حیوانات ایران کارش را با چند تکه اثاث و مقداری دارو شروع کرد. در روز اول 8 اسب معالجه شدند و در سال اول 7000 اسب، الاغ، قاطر، سگ، گربه، بز، پرنده و سایر حیوانات مورد مداوا قرار گرفتند. دولت وقت، از طریق انجمن شیر و خورشید سرخ نیمی از مخارج این بیمارستان را که 500 دلار (معادل 20000 ریال) در ماه بود، پرداخت می کردند. انجمن به کار خود ادامه داد و تا چند سال پس از انقلاب به این نبرد ادامه داد و سپس تعطیل شد.

اما حمایت از حیوانات در ذهن و فکر آنان که انسانی می اندیشیدند، همچنان باقی ماند.

ادامه دارد.

 

 
FacebookMySpaceTwitterReddit